Get Adobe Flash player

ورود به پورتال

برای استفاده از همه امکانات پورتال ثبت نام فرمایید

شبکه های اجتماعی

 

 

 

اجازة الفقیه الکبیر آیة الله العظمی الشیخ الشریعة الاصفهانی لسماحة آیة العظمی البروجردی قدس سرهما (1)

بسم الله الرحمن الرّحیم

الحمد لله على عمیم آلائه و جزیل نعمائه و له الشّكر ملأ أرضه و سمائه، و الصّلاةُ و السّلامُ على أفضل سفرائه و أشرف أنبیائه محمّد الهادی إلى سبیل الرُّشد و سوائه و الجالی ظُلَم الشّكّ و الجهل بنوره وضیائه و على المعصُومین من عترته و خلفائه و ذرّیته و أوصیائه الباذلین نفوسهم فی إعلان الشّرع و إعلائه. و بعد فإنّ العالم المحقّق و الفاضل المُدقّق، البحر المتدفّق و النُّور المتألّق عمدة العُلماء الأعلام و زبدة الفُقهاء العظام ، العلم العیلم النحریر و الحبر البحر النزیر النّظیر، نور حدقة السعادة، و نور حدیقة السّیادة، الورع الثّقة العدل المتحلّی بكلّ زین جناب الآقا حُسین البروجردی الطّباطبائی دامت فضائلُهُ ابن الجلیل النبیل الأصیل الآغا علی حفید أخی العلاّمة الطّباطبائی ممّن نفر عن وطنه و هاجر عن مسكنه و فارق الأقران والأتراب و افتقد غارب الاغتراب إلى أن انتهى إلى جوار باب مدینة علم الرّسول و استمدّ بَعد بركات جواره بأنفاس العلماء الفحول، و كان مع ما فیه من الذّهن الوقّاد و الفهم النقّاد مكبّاً على التّحصیل مُجدّاً فی التكمیل حریصاً على زیادة ما احتواه من العلوم و المعالی و اصلاً یقظة الأیام بإحیاء اللّیالی لا یكتفی من السماع الاّ بالتّحقیق و من النّظر الاّ بالتّحدیق حتّى فاز بغایة المأمول و نهایة المرام و ترقّى من حضیض التّقلید إلى أوج الاجتهاد و الاستنباط فی الأحكام و برز منهُ من التّصنیف و التألیف ما یغنی عن التّصریح بمقامه الشّامخ المنیف.

ثمّ إنّهُ لحُسن ظنّه بهذا الضعیف و حُبّه للتأسّی بالسّالفین من سدنة الشّرع الشّریف استجاز منّی روایة ما صحّت لی روایته فأجزت له أیده الله أن یروی عنّی كلّما صحّت لی روایته من الكتُب الدّینیة و الصُحُف العلمیة سیما نهج البلاغة و الصّحیفة السّجادیة و الكتب الأربعة لأبی جعفرین المحمّدین الثّلاثة الّتی كان علیها المدارُ فی الأعصار و الأمصار أعنی الكافی و الفقیه و التّهذیب و الاستبصار و الجوامع الثّلاثة المتأخّرة التی بلغت فی الوضوح و الاشتهار حدّ الشّمس فی رائعة النّهار أعنی الوافی و الوسائل و بحار الأنوار و طرقی إلیها كثیرة وفیرة لا أقدر الآن على استقصائها أكتفی بشطر یسیر منها.

فمنها ما أرویه عن العلاّمة النّحریر و البدل الأوحد النزیر النظیر محقّق المعقول و المنقول و المصنّف فی الفروع و الأصول السید مهدی القزوینی أصلاً و الحلّی انتساباً النّجفی موطناً و مدفناً ، عن عمه العلاّمة السید باقر القزوینی ، عن خاله سید الفقهاء و المجتهدین آیة الله فی العالمین العلاّمة الطّباطبائی بحر العلوم ، عن مشایخه العظماء الأجلاّء المشار إلى شطر من ألقابهم فی إجازاته المتكرّرة المشهورة ، منهم العلاّمة الوحید المجدّد الآغا محمّد باقر الإصبهانی الشّهیر بالبهبهانی ، عن والده الأفضل الأمثل الأجل المولى أكمل ، عن جماعة من الأكابر الأعاظم كالعلاّمة الشّیروانی و العلاّمة جمال الدّین الخونساری ، و العلاّمة المجلسی جمیعاً ، عن الفقیه النّبیه المحدّث الوجیه المولى محمّد تقی المجلسی عن أعجوبة البشر شیخنا البهائی زاد الله فی بهائه ، عن والده الفقیه الأجل الشّیخ حسین العاملی ، عن خاتمة الفقهاء و المجتهدین شیخنا الشّیخ زین الدّین الشّهید الثانی بجمیع طرقه المذكورة فی إجازته المبسوطة و المسطور بعضها فی فاتحة معالم الأصول.

و منهم الفقیه النّبیه المحقّق المدقّق المحدّث البحرانی صاحب الحدائق النّاضرة و غیرها من المصنّفات الفاخرة المتكاثرة بجمیع طرقه المذكورة فی اللّؤلؤة.

و منها ما أرویه عن المحقّق المدقّق الفقیه النبیه البدل الزّاهد العابد الشیخ محمّد حسین الكاظمی اصلاً النّجفی موطناً و مدفناً صاحب هدایة الأنام فی شرح شرائع الإسلام فی سبع و عشرین مجلّدات ضخام عن جماعة : أحدهم الفقیه النّبیه العلاّمة الماهر الباهر و من ثبتت منّته على جمیع الأواخر الشّیخ محمّد حسن صاحب الجواهر عن شیخیه العلمین العلاّمتین الفقیهین كاشف الغطاء و صاحب مفتاح الكرامة عن الوحید المجدّد البهبهانی . و ثانیهم الإمام العلامة الفهّامة الرّئیس موطّد أساس الفقه و الأصول على أحسن تأسیس و الملقى إلیه زمامهما بالإلقاء و الإملاء و التّصنیف و التّدریس أستاذ الأعاظم المتأخّرین الشیخ مرتضى الدزفولی الأنصاری ، عن شیخه المحقّق المدقّق البحر المتدفّق العلاّمة الأفضل الأجلّ المتراقی فی نفائس العلوم إلى أعلى المراقی الحاج المولى أحمد النّراقی ، عن مشایخه الأجلاّء العظماء كوالده العلاّمة و العلاّمة الطّباطبائی و العلاّمة الحائری صاحب الرّیاض و فقیه عصره كاشف الغطاء و الفقیه النّبیه السید محمّد مهدی الشهرستانی جمیعاً عن الوحید المجدّد البهبهانی و ثالثهم الفقیه الوجیه المحقّق الشیخ حسن صاحب أنوار الفقاهة عن أخویه العلاّمتین الفقیهین الشّیخ موسى و الشّیخ علی عن أبیهما كاشف الغطاء.

و منها ما أرویه عن الفقیه النّبیه المحدّث الوجیه المتتبّع المطّلع على نفائس الفنون الآغا المیرزا محمّد باقر الموسوی الخوانساری الإصبهانی صاحب روضات الجنّات ، عن جماعة أشهرهم و أجلّهم حجّة الإسلام و المسلمین الحاج السید محمّد باقر الجیلانی الإصبهانی صاحب مطالع الأنوار و تحفة الأبرار و غیرهما، عن صاحب الرّیاض و كاشف الغطاء، عن الوحید المجدّد.

و بما ذكر من الطّرق یمكن الاتّصال بجلّ الكتب و المصنّفات من أصحابنا و غیرهم ، فی التّفسیر و الحدیث و الفقه و الأصول و الرجال و الكلام و العربیة و اللغة و التّاریخ و غیرها ، و اُوصی جناب المستجیز بصرف بقیة عمره الشّریف فی التصنیف و التألیف و ترویج الدّین الحنیف و إغاثة الملهوف و الضّعیف و الاهتمام فی رفعة بدع المبدعین و إزالة شبهات المدلّسین و الملحدین و تقویة عقائد المؤمنین و أرجو أن لا ینسانی من الدّعوات الصّالحات فی حیاتی و بعد الممات.

حرّره الجانی فتح الله الغروی الشّیرازی الإصبهانی المشتهر بشیخ الشریعة عفى الله عن جرائمه الفظیعة فی لیلة غرّة ربیع الثّانی من شهور سنة 1328 من الهجرة المقدّسة.

[1]. زندگی آیت الله العظمی بروجردی(ره)، محمد واعظ زاده، ص 208- 213.

 

ترجمه فارسی اجازه نامه

صورت اجازه ی فقیه بزرگ حضرت آیت الله العظمی شیخ الشریعة اصفهانی به شخصیت بزرگوار آیت الله العظمی بروجردی قدس سرَهما

به نام خداوند بخشایشگر مهربان

سپاس و ستایش بر نعمت های فراگیر و بزرگ خداوند، و شکر و سپاس از آن او به گستره و پری و مالامالی زمین و آسمانش. و درود و سلام بر برترین فرستادگان و شریف ترین پیامبران او حضرت محمد(ص) آن که هدایت کننده به سوی رستگاری، و راه هموار و راست، و روشنی بخش تاریکیهای شک و نادانی با نور و پرتو خویش است. و سلام بر معصومان عترت و جانشینان و فرزندان و ذریه و اوصیایش(علیهم السلام)، همانان که در راه آشکار ساختن شریعت و اعلای پرچم هدایت جان خود را فدا کرده اند.

پس از سپاس و سلام جناب عالم محقّق و کاوش گر، و فاضل مدقّق ریزبین، دریای مالامال و سرشار، و نور پرتو افشان و فروزان، سرآمد عالمان سرشناس، برگزیده فقیهان بزرگ، پیشوای با ارزش و پر برکت، دانشمند دریا گونه کم نظیر، روشنی چشم سعادت و خوشبختی، شکوفه ی باغ سیادت و آقایی، پرهیزکار مورد اطمینان، مرد عادل و آراسته به تمامی زیورهای معنوی، جناب آقا حسین بروجردی طباطبایی – که برکات وجودش جاودان باد – فرزند سید بزرگوار و نجیب و با اصالت آقا علی نواده ی برادرم علامه طباطبایی، ایشان از جمله کسانی است که از زادگاهش کوچ کرده و از شهر و دیار خود هجرت نمود، و از دوستان و یارانش دور شد، و مرکب دوری از وطن را سوار شد، تا به دروازه شهر علم و دانش حضرت رسول (ص) رسید، و علاوه بر بهره گیری از برکات جوار آن حضرت (ع) از انفاس پاک عالمان مهم و والامقام بهره جست.

وی با وجود داشتن ذهن تیز و فروزان و فهم تحلیل گر بر تحصیل علوم اهتمام ورزید، و در تکمیل مبانی علمی جدی و کوشا بود، و علاقه زیاد داشت که بر اندوخته های علمی و کمالات اخلاقی و معنوی خود افزوده کند؛ بیداری روزها را به شب زنده داری پیوند دهد، او تنها به گوش دادن درس استاد بسنده نمی کرد، بلکه به تحقیق و کنکاش می پرداخت، و به مطالعه کردن کتاب کفایت نمی کرد به دنبال ژرف نگری و دقت زیاد بود، تا آن که به آخرین آرزو و بالاترین خواسته خود رسید و از جایگاه تقلید به اوج اجتهاد و استنباط احکام نایل آمد، از ایشان آثار و تألیفات علمی زیادی ظهور کرد که ما را از ذکر مقام شامخ و والای ایشان بی نیاز می کند. وی با حسن ظنّی که به این ضعیف و ناتوان داشت، و مایل بود که از راه و رسم علماء خدمت گزار پیشین شریعت پیروی کند، از من تقاضای اجازه نمود تا روایاتی را که به نظر من صحیح و درست است، روایت کند، پس من به ایشان – که خدا او را یاری کند – اجازه دادم که هر چه از کتابهای دینی و نوشته های علمی نزد من صحیح و معتبر است از جانب من روایت کنند، به ویژه کتاب نهج البلاغه و صحیفه سجّادیه و کتب أربعه که نوشته ی سه عالم بزرگوار که کنیه هر سه ابوجعفر و نامشان محمد است. این چهار کتاب در تمامی زمان ها و مکان ها مورد توجّه علما و مدار انظار آن ها بوده است؛ یعنی کتاب های: کافی، من لایحضره الفقیه، تهذیب الاحکام و استبصار، و نیز سه کتاب از آثار علمای متأخر که این کتاب ها همانند خورشید در وسط روزآشکار گردیده  و عبارتند از: وافی، وسائل الشیعه  و بحار الانوار.

طرق روایی من در نقل این کتاب ها زیاد و فروان است که الآن نمی توانم تمامی آن ها را ذکر کنم، اینک به بخش کمی از آنها اشاره می کنم.

از جمله ی آن طرق، طریقی است که علاّمه متبحّر مرد صالح روزگار، یگانه زمان، و بی همتای دوران، کاوشگر علوم معقول و منقول، صاحب تصنیفات در فروع و اصول، سید مهدی قزوینی اصالتاً و منتسب به حلّه و ساکن نجف أشرف و مدفون در آن از عمَ علامه اش سید باقر قزوینی، از دایی محترمش سید و آقای مجتهدان و فقیهان آیت الله جهانیان علامه طباطبایی بحرالعلوم، از استادان گران سنگ و بزرگوارش که بخشی از القاب آن ها در اجازات متعدد و مشهور وی آمده است که از آن جمله، علّامه وحید مجدد مذهب آقا محمد باقر اصفهانی مشهور به بهبهانی از پدر برتر و گران قدر و بزرگوارش مولی اکمل، از گروهی از بزرگان و شخصیت های معروف همانند علامه ی شیروانی و علامه جمال الدین خوانساری و علامه مجلسی و همگی آن ها از فقیه ارجمند محدث معتبر مولی محمد تقی مجلسی، از اعجوبه بشر شیخ بهایی – که خداوند بر کرامت و مقام وی بیفزاید – از پدر فقیه خود عالم بلند پایه شیخ حسین عاملی، از پایان بخش مجتهدان و فقیهان شیخ ما شیخ زین الدین شهید ثانی، تمامی طرق خود را که در اجازه مفصل و گسترده او و بخشی از آن ها نیز در اول معالم الاصول آمده است. و از جمله فقیه شریف و بلند آوازه، محقّق دقیق، محدّث بحرانی صاحب کتاب الحدائق الناضره و دیگر کتاب های زیاد ارزشمند، تمامی طرق خود را که در کتاب لؤلؤة البحرین ذکر نموده است.

و از آن جمله آنچه روایت می کنم از محقّق ریزبین، فقیه نامی، بنده ی صالح، زاهد عابد، شیخ محمد حسین کاظمی اصالتاً و ساکن نجف اشرف و مدفون در آنجا صاحب هدایة الانام فی شرح شرایع الاسلام که در بیست و هفت جلد قطور گردآوری شده است، از گروهی از علما که از آن ها فقیه نامدار علامه ماهر ارزشمند آن که حق او بر تمامی علمای متأخر ثابت است، یعنی شیخ محمد حسن صاحب جواهر، از دو استاد برجسته ی خود علّامه فقیه کاشف الغطاء و صاحب مفتاح الکرامه از وحید مجدّد مذهب بهبهانی و دومی آن ها پیشوای علّامه و صاحب بینش فوق العاد و ریاست عامه، بنیانگذار فقه و اصول بر اساس و پایه بهتر و برتر، کسی که زمام امر این دو علم به القاء و بیان و تدوین و تألیف و تدریس به وی سپرده شده است، استاد بزرگان علمای متأخر یعنی شیخ مرتضی دزفولی انصاری است، از استاد محقّق دقیق خود دریای بیکران و پر، علامه بزرگ و عالی قدر که در علوم پر ارزش و نفیس به بالاترین پایه رسیده، یعنی حاج مولی احمد نراقی از استادان بزرگ و  عالی قدرش همانند پدر دانشمند خود و علامه طباطبایی و علامه حائری صاحب ریاض و فقیه عصر خود کاشف الغطاء و فقیه نامی سید محمد مهدی شهرستانی، همگی آن ها از وحید مجدد مذهب بهبهانی و سوم آن ها فقیه با اعتبار محقّق ، شیخ حسن صاحب انوار الفقاهه از دو برادر علامه و فقیه خود شیخ موسی و شیخ علی ، و آن دو از پدر خود کاشف الغطاء.

و از آن جمله ی آنچه که روایت می کنم از فقیه نامدار، محدّث با اعتبار کاوش گر و آگاه بر فنون با ارزش، آقا میرزا محمد باقر موسوی خوانساری اصفهانی صاحب روضات الجنات، از گروهی از علما که مشهورترین و بزرگترین آنان حجة الاسلام و المسلمین سید محمد باقر گیلانی اصفهانی صاحب کتاب مطالع الانوار و تحفة الابرار و غیر اینها است، از صاحب ریاض و کاشف الغطاء، از وحید مجدد.

با در دست داشتن این طرق یاد شده می توان به تمامی کتاب ها و مصنفات اصحاب ما (علمای شیعه) و غیر آن ها در تفسیر و حدیث و فقه و اصول و رجال و کلام و علوم ادبی و لغت و تاریخ و غیر این ها دست یافت. من جناب ایشان را سفارش می نمایم که باقی مانده ی عمر شریف خود را در تصنیف و تألیف و ترویج دین حنیف و فریادرس گرفتاران و ضعیفان و در رفع بدعت بدعت گذاران و برطرف کردن شبهه های نیرنگ بازان، فریب کاران، ملحدان و بی دینان و تقویت عقیده ی اهل ایمان مصروف دارد. امیدوارم مرا از دعای خیر چه در زندگیم و چه پس از مردنم فراموش نکند. این اجازه را فتح الله غروی شیرازی اصفهانی مشهور به شیخ الشریعة – که خدا گناهان رسوا کننده ی او را ببخشد – در شب اول ربیع الثانی از ماه های سال هزار و سیصد و بیست و هشت هجری نوشت.

فتح الله غروی شیرازی اصفهانی مشهور به شیخ الشریعة

 

 

 

 

اجازة الفقیه الکبیر آیة الله العظمی السید ابوالقاسم الدهکردی الاصفهانی لسماحة آیة العظمی البروجردی قدس سرهما (1)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله الذی أجرى فی قلوب أولیائه ینابیع الحكمة و فضّلهم على سائر خلقه بالعلم و المعرفة، و الصلاة على المبعوث على كافّة الأنام، بالملّة السمحة السهلة و على آله الأمجاد نجوم سماء الهدایة.

و بعد فلمّا كانت مشیّته تبارك و تعالى تعلّقت بحفظ هذا الدّین القویم و الصراط المستقیم و الشریعة الغرّاء و الملّة البیضاء عن الزیغ و الزّلل و التحریف و الخلل فرض كفایة على الأنام تحصیل العلم بالأحكام و معرفة الحلال و الحرام فندبهم إلى ذالك و حثّ و رغّبهم و بعثَ إذ جعل العلماء ورثة الأنبیاء و مدادهم أفضل من دماء الشهداء، و النظر إلیهم عبادة و المجالسة معهم سعادةً فبادر إلى تلك السعادة العظمى و المنزلة العُلیا فی كلّ قرن من القرون الخالیة، جماعة من الأزكیاء الأصفیاء فصرفوا جهدهم و بذلوا مهجتهم حتّى فازوا بتلك السعادة و نالُوا تلك الفضیلة فجزاهم الله عنّا خیر الجزاء.

و ممّن تصدّى لهذا الخطب العظیم و الثواب الجسیم جناب العالم العامل و الفاضل الكامل صاحب الصفات الحسنة و الأخلاق الفاضلة مهذّب القوانین المحكمة و محقّق القواعد المتقنة، المضطلع الخبیر بالفصول الأصولیة و المتعمّق الفكوُر فی الفروع الفقهیة، الخارج بحمد الله تعالى عن ذلّ التابعیة إلى عزّ الاستقلال و البالغ و الشكر لله إلى مرتبة الاجتهاد و الاستدلال، و هو غایة المراد للمشتغلین و نهایة المرام للفضلاء المحصلین فكثّر الله فی العلماء أمثالهُ و اعطاهُ الله آمالَهُ و هو أخونا الروحانی و صدیقنا الإیمانی المُبرّأ من الشّین مولانا آقا حسین النجل الزّكی و الخلف الصالح الوفیّ للسید الجلیل و السند النبیل نور حدقة السیادة و نور حدیقة النّبالة قرّة عیون أساطین العلماء و فلذة كبد أعاظم الفقهاء سیدنا الولی الصفی مولانا حاجی آقا علی المتوطّن فی بلدة بروجرد، فإنّه دام توفیقه قد تحمّل الأذى و المشقّة و آثر الاعتزال و الغربة و انقطع من الأوطان و الأحبة لتحصیل العلوم الشرعیة و تكمیل المبانی الدینیة فاشتغل فی تحقیق المبانی و الدلائل، غایة الاشتغال و عكف على درسه و بحثه عكوف المتعطّش على الزّلال فحصل له ملكةُ الاجتهاد و الاستنباط و نال رُتبة التصرّف فیما للحاكم الشرعی التصرف فیه. و أجزت له دام مجده أن یروی عنّی كلما برز منّی من التصانیف و التآلیف مثل كتاب ینابیع الحكمة و الوسیلة و الذخیرة وفّقنی الله لإتمامها و ما علّقته على النخبة الشریفة الرّسالة العملیة و أن یروی عنّی كلّما صحّت لی روایته من الكتب الأربعة للمحمدین الثلاثة المتقدّمة الفقیه و الكافی و التهذیب و الاستبصار التی علیها المدار فی سائر الأعصار و الأمصار و الوافی و الوسائل و البحار للمحمدین الثلاثة المتأخرة و سائر الكتب المعتمدة عند العصابة الشیعة المحقّة من الأخبار و الأذكار و الأدعیة بأسانیدی المتّصلة و طرقی المتعدّدة عن مشایخی العظام إلى إسناد ینتهی إلى أجدادی الكرام الأئمة المعصومین سادات الأنام و لضیق المجال أقتصر على بعضها فإنّ فیه حصول المرام.

فمنها روایتی بحق إجازتی عن السید السند و الحبر المعتمد البحر الزاخر و الدّر الفاخر تاج الفقهاء و المجتهدین شمس العلماء المحقّقین المیرزا محمد هاشم الإصبهانی روّح الله روحه الشریف عن طود العلم و النُّهى آیة الله فی الورى الشیخ مُرتضى الأنصاری الدزفولی عن شیخه النّحریر المولى أحمد النراقی عن شیخه و سیده بحر العلوم السید مهدی الطباطبائی النجفی عن خاتمة المجتهدین الآقا محمد باقر البهبهانی عن والده الأفضل محمد أكمل بجمیع أسانیده التی منها ما یرویه عن العلاّمة المجلسی بجمیع طرقه المذكورة فی إجازات البحار.

و منها ما أرویه إجازة عن علاّمة العلماء المحققّین، شمس الفقهاء و المجتهدین، المنتهى إلیه ریاسة التدریس والتحقیق، مربّی العلماء العظام و قطب الفضلاء الفخام، شیخنا و أستاذنا المولى محمد كاظم الخراسانی النجفی عن العَلَم العلاّم و البحر القمقام صاحب المقامات الفاخرة و الكرامات الباهرة السید مهدی القزوینی الحّلاوی عن عمّه السید السَّند النَّبیل العلاّمة الباهر السید محمد باقر القزوینی الحلاّوی عن شیخه الفقیه الأكبر الشیخ جعفر صاحب كشف الغطاء عن شیخیه المروّجین للمذهب، الآقا محمد باقر البهبهانی و بحر العلوم السید محمد مهدی الطباطبائی عن المولى الأفضل محمد أكمل بجمیع أسانیده المتصلة إلى المعصومین. و أوصیه دام مجده بما أوصیت به من التمسك بذیل الاحتیاط فإنه سبیل النجاة، و التحرز عن الفتیاء بغیر علم، و أوصیه بالتقوى و ملازمة الطاعات و التورّع عن الشبهات و التأدب بمحاسن الآداب و التخلّق بفضائل الأخلاق و مجاهدة النفس و ترك الهوی و الزّهد عن الدُّنیا و التّدبُّر فی آیات الله ففی ذلك جماع الخیر و أسأله دام توفیقه أن لا ینسانی من صالح الدّعاء و لاسیما فی مظانّ استجابتها.

كتب ذلك أحوج المربوبین و أرجاهم إلى الله رب العالمین السید أبو القاسم الدّهكُردی الإصفهانی ثُمّ النجفی إن شاء الله تعالى فی اللیلة المباركة لیلة الرّغائب من شهر رجب المرجب من شهور سنة 1320 عشرین و ثلاث مائة بعد الألف الهجریة على هاجرها آلاف التحیة و الحمدُ لله أولاً و آخراً و ظاهراً و باطناً.

ابوالقاسم الحسینی 

[1] - زندگی آیت الله العظمی بروجردی(ره)، محمد واعظ زاده، ص 204- 205.

 

 

ترجمه فارسی اجازه نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

صورت اجازه فقیه بزرگ حضرت آیت الله العظمی سید ابوالقاسم دهکردی اصفهانی به شخصیت بزرگوار آیت الله العظمی بروجردی ( قدس سرهما )

به نام خداوند بخشایش گر مهربان

سپاس و ستایش مخصوص خدایی است که چشمه های جوشان حکمت را در دلهای دوستانش جاری ساخته، و با علم و معرفت، و دانش و شناخت، آنان را بر دیگران برتری داد. و درود و سلام بر پیامبری که برای ارشاد همه ی مردمان، همراه با دین و آیین سهل و آسان فرستاده شد. و سلام بر خاندان بزگوار آن حضرت که ستارگان آسمان هدایتند.

پس از سپاس و سلام، از آن جایی که خواست خدا و اراده ی الهی بر این تعلّق گرفته که این دین محکم و پا بر جا، و راه راست درخشان و آیین پر فروغ و نورانی را از خطر انحراف و لغزش و تحریف و شکاف و خلل نگه دارد، به طور واجب کفایی، بر همگان فراگیری علم احکام و شناخت حلال و حرام را واجب کرد و آنان را برای اقدام به این مهم و قیام به این وظیفه، تشویق و ترغیب کرده و واداشته و فراخواند؛ زیرا که عالمان دین را وارثان پیامبران و نوشته و قلم شان را با ارزش تر و بالاتر از خون شهیدان قرار داده، و نظر کردن به آنها را عبادت و همنشینی با آنان را سعادت و خوش بختی شمرده است؛ از این رو در هر قرنی از قرن های گذشته گروهی از تیزهوشان برگزیده و به آن سعادت بزرگ و مقام والا مبادرت ورزیده و در این راه جهد و کوشش فراوان کرده و عمر و جان عزیزشان را در راه دست یابی به این هدف مقدّس مصروف داشته اند تا به آن سعادت و خوشبختی و فضیلت و برتری نایل آمده و دست یافته اند. خدایشان بهترین اجر و مزد و پاداش از جانب ما به آنان عطا فرماید.

از جمله کسانی که به این امر مهم و هدف بزرگ و ثواب سترگ دست یازیده و به آن اهتمام ورزیده، جناب عالم عامل و فاضل کامل صاحب صفات نیکو و اخلاق فاضله، تهذیب کننده ی قانون های استوار، کاوش گر قاعده های محکم، مرد توانمند و قوی، آشنا و با اطلاع به بخش های اصولی، ژرف اندیش و کاوش گر در فرع های فقهی، آنکه – بحمد الله – از ذلّت و خواری پیروی و تقلید به اوج عزّت و افتخار استقلال و خودکفایی اجتهاد بیرون آمده، و خدا را شکر که او به مرتبه ی اجتهاد و پایه ی بلند استدلال رسیده است. و این مقام آخرین خواسته ی جویندگان علم، و برترین آرزوی فضلای دانش پژوه است. خدای متعال امثال ایشان را در میان عالمان دین زیاد و خواسته ها و آرزوهایش را به او عطا فرماید. او برادر روحانی و دوست ایمانی مان، آن که از هر گونه آلایش و زشتی و عیب به دور است، یعنی آقای ما آقا حسین فرزند تیزهوش و خلف صالح و با وفای سید بزرگوار، مورد اعتماد، با اصالت، نور چشم سیادت، و شکوفه باغ نجابت و فضیلت، نور چشم علمای بزرگ، و جگر پاره ی فقیهان سرشناس، سید ما دوست با صفا و برگزیده، و آقای ما حاجی علی ساکن شهر بروجرد است. ایشان – که توفیقش پاینده باد – رنج و زحمت را تحمّل نموده و عزلت و غربت را اختیار نمود و از دوستان و وطنش دوری گزید تا بتواند علوم شرعی را به دست آورد و مبانی دینی را تکمیل کند. او با نهایت کوشش به تحقیق مبانی و تفحّص دلایل پرداخت و به درس و بحث – همانند تشنه ای که دنبال آب باشد – اهتمام ورزید، تا آنجا که به ملکه ی اجتهاد و استنباط دست یافت. و به مقام اهلیت تصرّف در هر چیزی که تصرّف در آن صلاحیت حاکم شرعی است، نایل آمد.

این جانب برای ایشان – که عزّت و عظمتش جاودان باد – اجازه دادم هر آثار علمی و کتاب و نوشته ای از من به جای ماند روایت کند، مانند کتاب ینابیع الحکمة، وسیله، و ذخیره – که خداوند متعال مرا به پایان دادن آن توفیق دهد – و مانند آن چه که به عنوان تعلیقه بر نخبه ی شریفه و رساله ی عملیه نوشته ام. و همچنین هر روایت صحیحه ای که از کتب اربعه به من رسیده ایشان می توانند روایت کنند، و این کتاب ها از سه شخصیت علمی که اسم هر سه محمد است به یادگار مانده است (محمد بن یعقوب کلینی، محمد بن علی بن بابویه، محمد بن حسن طوسی) از علمای گذشته، اسم این کتاب ها عبارت است از: کافی، من لایحضره الفقیه، تهذیب الاحکام و استبصار. این کتاب ها در دیگر عصرها و شهرها نیز محور اصلی دانش بوده و علماء دین بر دور آنها می چرخیدند. و همچنین روایت های صحیحه ای که از کتاب وافی، وسائل الشیعه، و بحار الانوار به من رسیده است روایت کنند. این کتاب ها اثر سه عالم بزگوار به نام محمد (محمد بن مرتضی، محمد بن حسن و محمد باقر بن محمد تقی) از علمای زمان اخیر می باشد. و هر چه از دیگر کتاب های مورد اعتماد در نزد جماعت شیعه فرقه بر حق از قبیل اخبار، اذکار و ادعیه که با سندهای پیوسته به معصوم (ع) و راه های متعدد از استادان بزرگم نقل کرده ام و این سندها به نیاکان بزرگوارم و اجداد گرامی ام امامان معصوم  آقایان مخلوقات رسیده است نقل کند. به جهت تنگی وقت و کوتاهی فرصت به ذکر بخشی از آن سندها بسنده می کنم که مشت نمونه خروار است.

از جمله این سندها اجازه روایت این جانب از سید معتبر و دانشمند مورد اعتماد، دریای پر و بیکران، در گران مایه، تاج سر فقیهان و مجتهدان، خورشید درخشان عالمان محقق، میرزا محمد هاشم اصفهانی – که خدا روان پاک و روح شریفش را شاد کند – از کوه علم و خرد، آیت و نشانه ی خدا در میان خلق، شیخ مرتضی انصاری دزفولی، از استاد دانشمندش مولی احمد نراقی، از استاد و سیدش بحرالعلوم سید مهدی طباطبایی نجفی، از خاتمه ی مجتهدان آقا محمد باقر بهبهانی، از پدر برتر و بلندپایه خود محمد اکمل تمام سندها یش را که از آن جمله اسنادی است که از علامه مجلسی روایت می کند با تمام طرقی که در بخش اجازات بحارالانوار آمده است.

 و از جمله این سندها اجازه روایت من از علامه عالمان محقّق، خورشید تابناک فقیهان و مجتهدان آن که ریاست تدریس و تحقیق به ایشان منتهی گردید، پرورش دهنده ی عالمان بزرگ، قطب فاضلان ارجمند، شیخ و استاد ما مولی محمد کاظم خراسانی نجفی، از شخصیت شناخته شده ی بسیار دانا، دریای ژرف، صاحب مقامات بلند و کرامت های درخشان و ارزشمند، سید مهدی قزوینی حلاوی، از عمویش سید معتبر با اصالت علامه عالی مقام سید محمد باقر قزوینی حلاوی، از استاد فقیه بزرگش شیخ جعفر صاحب کشف الغطاء، از دو استادش ترویج کنندگان مذهب آقا محمد باقر بهبهانی و بحرالعلوم سید محمد مهدی طباطبایی، از مولی افضل محمد اکمل تمامی اسناد پیوسته به معصومین (ع). این جانب ایشان را – که عزّت و سربلندیش جاودان باد – سفارش می کنم به آنچه که سفارش شده ام، این که به دامن احتیاط چنگ بزند؛ زیرا که احتیاط طریق نجات – و راه رهایی است، و از  فتوا دادن بدون علم و آگاهی بپرهیزد، و نیز او را به داشتن تقوا و پرهیز از گناه و التزام به اطاعت و فرمان بری از خدا، و خودداری از از کارهای شبهه ناک و آراستن خویشتن به آداب نیکو و تخلّق به اخلاق پسندیده و پیکار با نفس و ترک هوی و کنار گذاشتن خواسته های شیطانی و بی اعتنایی به دنیا و اندیشه و تفکّر در آیات و نشانه های خدا سفارش می کنم که تمامی خیر و سعادت در انجام این کارها است. و از ایشان – که توفیقاتش پاینده باد – می خواهم مرا از دعای خیر فراموش نکند، به ویژه در مظانّ استجابت دعا.

این اجازه را نیازمندترین بندگان و امیدوارترین آنان به سوی پروردگار عالمیان سید ابوالقاسم دهکردی اصفهانی و بعد نجفی ان شاء الله – در شب با برکت رغائب از ماه رجب از ماه های سال هزار و سیصد و بیست هجری که هزاران درود و سلام بر هجرت کننده اش باد، نوشته است و سپاس و ستایش در اول و آخر و ظاهر و باطن مخصوص خداست.

سید ابوالقاسم دهکردی اصفهانی

 

اجازة الفقیه الکبیر آیة الله العظمی الشیخ محمد کاظم الخراسانی لسماحة آیة العظمی البروجردی قدس سرهما(1)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله الذی جعل العلم وسیلة إلى جنّته و ذریعة یرتقى بها جوار قربه و رحمته و أبان عن علوّ شأنه و منزلته و سموّ مكان حاملیه و سَدنته ، و الصّلاة و السّلام على أفضل الأنبیاء من بریته و أشرف السّفراء إلى خلیقته محمّد الصّادع بالقویمة من دینه و شریعته و على الطّاهرین المعصومین من آله و ذرّیته الباذلین مهجهم فی إعلاء كلمته، و بعدُ:

فلمّا كان العلم جلاءً للقلوب من صدی الجهالة و نجاة للنّفوس من العَمى و الضلالة و نوراً یهتدى به إلى عوالی اللآلی ، و یوصل به الى عامة المكارم و المعالی و قد أشیر إلى عظیم خطره بقوله تعالى Gإنّما یخشى اللهَ من عباده العُلماءُF و بقوله علیه السلام: «العلماء ورثة الانبیاء.» و قوله: «مدادُهُمْ افضلُ من دماء الشهداء». و غیرها مما هو مأثور و عدُّة غیر میسور فلذلك صرف فی كل عصر من الأعصار جماعة من أرباب الهمم العالیة و البصائر السّامیة و الأذهان النقّادة و الفطن الوقّادة أعمارهم فی تحصیله و بذلوا مساعیهم فی البحث عن إجماله و تفصیله و عكفوا هممهم على إحیاء أعلامه و مواسمه و اتعبوا أنفسهم فی إیضاح طرقه و مراسمه فشكر الله مساعیهم الجمیلة و مُجاهداتهم البلیغة.

و منهم السید السّند و العدل المعتمد المحقق المدقّق، العارف بشرایع الإسلام و الخبیر بقواعد الأحكام مروّج الأحكام ثقة الإسلام، عمدة العلماء العاملین و قدوة الفقهاء و المجتهدین قرّة عینی المتحلّی بكلّ زین الآغا حسین الطباطبائی البروجردی دامت فضائله فإنه قد تشرّف سنین كثیرة فی قبة الإسلام المشهد الغروی على مشرّفه أفضل صلاة و تحیة و قد بذل مجاهدات بلیغة و مساعی جمیلة مقروناً بالتّوفیقات الخاصّة الإلهیة فی تحصیل العلوم الشّرعیة العقلیة و النقلیة و استفاد فی محضری جلّ المسائل الأصولیة و عمد المسائل الفرعیة غیر مكتف بالسّماع عن التّحقیق و بالنّظر عن التّحدیق بل أمعن النظر فی المبانی حقّ الإمعان و أتقن الدّلائل غایة الإتقان حتى فاق الأفاضل العظام و الأماجد الأعلام و صار ذا الملكة القدسیة و بلغ من حضیض التّقلید إلى اوج الاجتهاد المطلق فله كل المناصب الثّابتة للمجتهد المطلق من الإفتاء و القضاء و غیرهما، و یجب على النّاس اتّباع حكمه، و یحرم علیهم ردّه و نقضُه فانّه استخفاف بحكم الله تعالى على ما هو مقتضى قول أبی عبد الله الصّادق علیه السّلام فی مقبولة عمر بن حنظلة حیثُ قال: انظُرُوا إلى رجل منكم ممّن قد روى حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف أحكامنا فارضوا به حكماً فإنّی قد جعلتُهُ علیكم حاكماً ، فإذا حكم بحُكمنا فلم یقبل فإنّما بحكم الله استخف و علینا قد ردّ ، و الرّادُ علینا الرّاد على الله و هُو فی حدّ الشّرك بالله.

 و له أن یروی عنّی كلّما تصحّ لی روایته عن مشایخی بالطّرق المتّصلة المنتهیة إلى المعصومین صلوات الله علیهم أجمعین و أوصیه بما أوصى به أسلافی من الأخذ بالاحتیاط و الوقوف عند الشّبهات و أن لا ینسانی دعاء الخیر فی الخلوات.

 و السّلام على من اتّبع الهُدى . حرّرهُ العبد الأحقر الجانی محمّد كاظم الخراسانی فی 1328 من الهجرة النّبویة .

...................................................................................

[1]. زندگی آیت الله العظمی بروجردی (ره)، محمد واعظ زاده، ص 206- 207.

 

ترجمه فارسی اجازه نامه

صورت اجازه­ی فقیه بزرگ حضرت آیت الله العظمی شیخ محمد کاظم خراسانی به شخصیت بزرگوار آیت الله العظمی بروجردی (ره)

به نام خداوند بخشایشگر مهربان

سپاس و ستایش مخصوص خدایی است که علم و دانش را وسیله ی رسیدن به بهشت و نردبان ترقی به جوار قرب و رحمت خود قرار داده و از این طریق بلندی شأن و رتبه ی خود و برتری جایگاه حاملان علم و خدمتگزاران دانش را آشکار ساخت. و درود و سلام بر برترین پیامبران از میان آفریدگان، و اشرف سفیران و فرستادگان به سوی مردم؛ یعنی حضرت محمد (ص) آن که با پایداری و ایستادگی خود از حریم دین و شریعت خدا پاسداری و دفاع کرد، و نیز درود و سلام بر پاکان از ذریه ی آن حضرت و اولاد معصومش(ع) باد، کسانی که در راه بلند داشتن سخن خدا از جان خود گذشته و تا آخرین قطره ی خون، فداکاری کردند.

پس از ستایش و سلام، چون علم و دانش جلا دهنده ی دل ها از زنگار نادانی و رهایی بخش انسان ها از کوری و گمراهی و نوری است که مایه ی راه یابی به سوی مرواریدهای پر قیمت و رسیدن به تمامی کرامت ها و ارزش های انسانی است، آن گونه که در قرآن در کلام خدا به اهمیّت علم و ارزش دانش اشاره شده و فرموده است: «همانا از میان بندگان خدا آگاهان و دانایانند که از مقام عظمت او می هراسند و پیامبر (ص) می فرماید: «عالمان و دانشمندان دین وارثان پیامبرانند». و نیز فرموده است: «مرکب قلم عالمان دین از خون شهیدان برتر و پر ارزش تر است.» و روایت های زیاد دیگری که به دست ما رسیده شمارش آن ها برای ما ممکن نیست.

بدین جهت در هر زمان و عصری گروهی از بلندهمتان، و دارندگان بینش برتر و ذهن تحلیل گر و صاحبان استعداد فروزان عمر خود را صرف فراگیری علم و دانش کرده، و در راه بحث و کنکاش از اجمال و تفصیل آن کوشش زیاد نموده و بر احیای آثار و نشانه های آن، همت گماشته اند، و در آشکار ساختن راه ها و روش های آن خود را به رنج و زحمت فراوان انداخته و واداشته اند. خدای شان در برابر آن هم سعی و کوشش ارزنده و نیکو و جهاد زیاد و برازنده جزای خیر عنایت فرماید.

از جمله ی آنان سید مورد اطمینان و شخصیت عادل و محل اعتماد، محقّق ریزبین و دقیق آشنا به احکام اسلام و آگاه به قاعده های احکام، رواج دهنده ی دستورات الهی، ثقة الاسلام، سرشناس در میان عالمان با عمل، و پیشتاز فقیهان و مجتهدانِ صاحب نظر، نور دیده ام و مرد آراسته به تمامی زینت های معنوی و صفات نیک و زیبا، یعنی آقا حسین طباطبایی بروجردی که برکت ها و خدماتش جاودانه و پاینده باد، ایشان سالیان زیادی در قبه ی اسلام یعنی مشهد غروی (نجف اشرف) – که برترین درود و سلام بر شرافت بخشنده ی آن مکان باد – مشرَف بودند، وی در طول این مدت سعی فراوان و کوشش پسندیده همراه با توفیقات ویژه ی الهی در راه تحصیل علوم شرعی، چه عقلی و چه نقلی نمودند، و در محضر این جانب بیشتر مسائل اصولی و اکثر مسائل فرعی را استفاده کرده و  فرا گرفتند، در حالی که تنها به گوش دادن درس استاد بسنده نمی کرد؛ بلکه به تحقیق و کاوش بیشتر می پرداخت و نگاه کردن به کتاب و مطالعه متون آن، او را از دقت در معانی و بطون، باز نمی داشت، وی مبانی را به دقت تمام مورد مطالعه قرار داده و دلیل های علمی را با کمال استحکام بررسی کرد، تا به جایی که بر بزرگان اهل فضل و سرشناسان دانش برتری یافت و دارای ملکه ی قدسی گردید و از درجه ی پایین تقلید به اوج و بلندای اجتهاد مطلق رسید.

بنابراین ایشان از طرف من مجازند که متصدّی تمامی پست ها و منصب هایی که برازنده ی مجتهد مطلق است – مانند تصدّی فتوا و قضاوت و غیر این ها ـ باشند.

و بر مردم مسلمان واجب است از دستور و حکم ایشان پیروی کنند و فرمان ایشان را ارج نهاده و به کار ببندند، و ردّ و نقض حکم ایشان حرام است؛ زیرا ردّ حکم مجتهد، سبک شمردن حکم خدا است. چنان که مقتضای کلام امام صادق (ع) در روایت مورد قبول عمر بن حنظله همان است آنجا که می فرماید: «بنگرید به مردی از میان خودتان از کسانی که حدیث ما را روایت کرده و در حلال و حرام ما دقّت کند و احکام و دستورات ما را بشناسد؛ پس شما او را به عنوان داور بپذیرید و به حکم او راضی باشید که من او را بر شما حاکم قرار دادم، آن گاه که او طبق دستور ما حکم کند و کسی حکم او را نپذیرد چنین کسی حکم خدا را سبک شمرده است و رد بر ما کرده است و آن که بر ما رد نماید رد بر خدا نموده است و این کار در حد شرک به خدای متعال است.»

ایشان مجازند روایت صحیحی را که من از استادانم با طرق پیوسته و منتهی به معصومین (ع) روایت کرده ام، از طرف من روایت کنند. و من ایشان را به داشتن احتیاط و توقّف و باز ایستادن در موارد شبهه، آن گونه که گذشتگان و استادانم به من سفارش کرده اند سفارش می کنم ، و نیز به ایشان سفارش می کنم مرا از دعای خیر در هنگام خلوت و تنهایی فراموش نکنند.

سلام و درود بر کسی که پیرو هدایت و رستگاری باشد.

این نوشته را بنده ی ناچیز و گنهکار محمد کاظم خراسانی در سال 1328 هجری نبوی نوشت.

محمد کاظم خراسانی

 

جستجو در پورتال

رساله توضیح المسائل