Get Adobe Flash player

ورود به پورتال

برای استفاده از همه امکانات پورتال ثبت نام فرمایید

شبکه های اجتماعی

 

 

 

برداشتی از دیدگاه فقهی حضرت آیة اللّه‏ العظمی بروجردی قدس‏سره /از مبـاحثـی كـه در فقـه بـا مـوضـوع عـدالت ارتبـاط نـزدیكـی دارد، گنـاه و كیفـر آن است.این بحث در عدالت امام جماعت، قاضی، شاهد و دیگر كارگزاران اسلامی طرح می‏شود.

هدف این مقاله بررسی این بحث فقهی است و مشوّق من بر این كار دو عامل بود:

1. دقت، تحقیق، جامعیت و كامل بودن دیدگاه‏ های فقهی حضرت آیة اللّه‏ العظمی بروجردی كه توجّه هر محقق و پژوهشگری را به خود معطوف می‏دارد.

2. نقش بسیار بزرگی كه گناه در سرنوشت انسان در دنیا و آخرت دارد و او را از عزت سعادت به ذلّت شقاوت می ‏كشاند. بیماری واگیری كه دامن ‏گیر افراد بشر از بزرگ و كوچك، و زن و مرد شده كه گریز از آن مشكلی بسیار بزرگ و درمان آن سخت است.

واژه‏شناسی گناه

واژه گناه در فرهنگ معین چنین آمده است: گناه یعنی: 1. جرم، خطا، بزه و اثم؛ 2. سهو و غلط؛ 3. جفا و ظلم.(1)

در لغت عرب از گناه، اثم و ذنب تعبیر می‏شود و در قرآن، این دو واژه بسیار آمده است. راغب اصفهانی در مفردات در توضیح این دو واژه چنین گوید:

الإثم و الآثام اسم للأفعال المبطئة عن الثواب و جمعه آثام؛(2)

اثم نام كارهایی است كه از ثواب باز می‏دارد.

ذنب در ریشه لغوی، به معنای گرفتن دُم هر چیزی است و هر كاری كه كیفری در پی داشته باشد، به آن ذنب گویند؛ زیرا كیفر همانند دُم در دنبال كار است. و ذنب را تبعه گویند؛ زیرا كیفر آن در پیرو آن به وجود می‏آید.(3)

گناه در واژگان فارسی و اثم و ذنب در واژگان عربی نافرمانی از خدا و پیامبر و رهبران دینی است؛ یعنی، امر آن‏ها را به كار نبستن و نهی آن‏ها را به كار گرفتن.

بررسی این واژه به مناسبت ‏های گوناگون در علوم متعددی مانند كلام، اصول، فقه، تفسیر و... به كار گرفته شده است و در این مقاله از دیدگاه فقهی به آن نگاه می‏شود و هدف روشنگری دیدگاه فقهی مرحوم آیة اللّه‏ العظمی بروجردی قدس‏سره است هر چند در این دیدگاه به دیگر علوم و دیدگاه‏ ها نیز اشاره می‏شود.

بزرگی و كوچكی گناه

آیا بزرگ بودن گناه یا كوچك بودن آن قابل تصوّر است؟ آیا تقسیم كردن گناهان به كبیره و صغیره درست است؟ پاسخ به این پرسش، اندیشه فقیهان را به خود واداشته و هر كدام در این باره سخنی گفته ‏اند. این موضوع را می ‏توان از دو محور بررسی كرد:

1. بزرگ یا كوچك بودن گناه از نظر نافرمانی و عصیان دستور خدا؛

2. بزرگ و یا كوچك بودن آن از نظر مفسده ‏ای كه در آن است.

در محور اوّل، بزرگ بودن و یا كوچك بودن گناه معنا ندارد؛ زیرا فرمانی كه از خدا صادر شده به هر كیفیتی كه باشد و به هر چیز تعلّق گرفته شده باشد، چون فرمان خداست، بزرگ است و باید بدون كم و كاست انجام گیرد و عقل انسان پس از شناخت معبود و توجّه به مقام مولویت و قدرت او فرمان می‏دهد كه دستور او باید عمل شود و مخالفت با آن نشود و نافرمانی هر فرمان از او، كاری بسیار زشت و قبیح است و این نافرمانی كیفر خدا را به دنبال دارد.

همان عقل سالم درك می ‏كند كه نافرمانی خدا در هر دستوری كیفر دارد و در تمام دستورات خدا تفاوتی نیست و تمامی آن‏ ها زشت و قبیح است؛ زیرا نافرمانی و گناه از سركشی و طغیان سرچشمه می‏گیرد و از جرأت و جسارت ناشی می ‏شود و سبب دوری از رحمت خدا و محروم شدن از لطف و مهربانی او می ‏گردد.

و چون دور شدن از رحمت خدا كه در پی نافرمانی به دست می ‏آید، امری بزرگ و با اهمیت است، پس اختلاف مرتبه در آن راه ندارد و درست نیست كه بگوییم: این نافرمانی كوچك است و اهمیت ندارد، هر چند مفسده آن كم باشد؛ زیرا نافرمانی‏یی كه از جرأت و جسارت سرچشمه گرفته و از طغیان و سركشی نشأت یافته، نسبت به هر دستوری كه انجام شود امری مهم و بزرگ است و كوچكی و كم اهمیتی در آن نیست.

و با توجّه به این موضوع كه اهمیت فرمان بستگی به اهمیت فرمانده دارد و به هر مقداری كه فرمانده دارای اهمیت باشد، فرمان نیز به همان مقدار مهم می‏گردد، فرمان خدا بالاترین فرمان ‏ها و مهم‏ترین آن ‏هاست؛ زیرا قدرتی از او بالاتر و فرماندهی از او برتر وجود ندارد؛ بلكه از عظمت و بزرگی ‏یی كه دارد، از تصوّر و ادراك بشر بالاتر است.

و بر این اساس، چون نافرمانی اوامر الهی بزرگ و مهم است، خداوند می‏تواند هر كیفری را كه بخواهد برای هر نافرمانی قرار دهد، هر چند آن كیفر خلود در جهنّم و باقی ماندن همیشگی در آتش باشد؛ زیرا گناه و جرم كه بزرگ باشد، كیفر نیز بزرگ خواهد بود.

و اگر كسی تردید كند و بگوید: چگونه ممكن است نافرمانی یك دستور در زمانی كوتاه، كیفر بزرگی را مانند خلود در جهنّم داشته باشد!؟

پاسخ آن است كه: عصیان و نافرمانی نسبت به ساحت والای الهی، بزرگ و مهم است و كیفر آن نیز باید بزرگ و مهم باشد و تعیین مقدار كیفر با خداست و به هر اندازه‏ای كه بخواهد می‏ تواند آن را قرار بدهد و به هر مقداری كه معین كرد با عدالت سازگار است و تفاوتی در گناهان نیست، هر چند اوامر الهی به موضوعات مختلف تعلّق یافته كه مفاسد آن ‏ها با هم تفاوت دارد و روشن است كه كشتن یك فرد انسان با مجروح كردن او از جهت مفسده یك‏سان نیست؛ لیكن از جهت نافرمانی خدا، هر دو بزرگ و مهم هستند و خداوند هر كیفری را كه بخواهد می ‏تواند برای هر كدام از آن‏ ها قرار بدهد؛ زیرا گفتار ما در این محور بررسی نافرمانی و عصیان اوامر الهی است، نه بررسی مفاسد موجود در كارهای زشت و گفتیم كه در عصیان، اختلاف درجه و رتبه نیست و چون فرمان از فرمانده بزرگ است، كیفر آن نیز بزرگ است و مخالفت كردن با آن سخت و شدید است و خداوند هر كیفری را به هر اندازه و مقداری كه باشد می ‏تواند قرار بدهد.

و روشن است كه اختلاف مفاسد در كارهای زشت می‏ تواند سبب اختلاف كیفر باشد.

چنان‏چه ممكن است خداوند از فضل و لطفی كه دارد كیفر را ببخشد و یا در آن تخفیف دهد. و این درك عقل و دیدگاه اوست نسبت به كیفر و تخفیف و یا بخشش آن و بزرگ بودن گناه از جهت نافرمانی خدا.

روایات نیز این درك عقلی را تأیید می ‏كنند و امامان معصوم علیهم‏السلام در گفتار خود به بزرگ بودن و مهم بودن گناه توجّه داده‏اند و از ارتكاب هر گناهی مردم را بر حذر داشته و كوچك بودن گناه را مردود دانسته ‏اند.

دیدگاه روایات در محور اوّل

1. امام صادق علیه‏السلام در تفسیر گفتار خداوند (فما أصبرهم علی النار) فرمود:

ما أصبرهم علی فعل ما یعلمون أنه یصیرهم إلی النار؛(4)

چه چیزی مردم را جرأت داده بر صبر كردن و انجام كاری كه آن‏ها را به آتش وارد می‏كند؟

هر گناهی می ‏تواند انسان را به آتش جهنّم بكشاند و سوزاندن به آتش سخت است. پس هر گناهی را باید بزرگ دانست و آن را ترك كرد.

2. امام باقر علیه‏السلام می‏فرماید:

و من الذنوب كلّها شدیدة و أشدّها ما نبت علیه اللحم و الدّم لأنه إمّا مرحوم و إمّا معذّب و الجنّة لایدخلها إلاّ طیب؛(5)

گناهان همگی سخت هستند و سخت‏ترین آن‏ ها گناهی است كه خون و گوشت با آن روییده شده باشد؛ زیرا گناه یا بخشیده می‏شود و یا بر آن كیفر داده می ‏شود و تنها، كسی به بهشت می‏ رود كه از هر گناهی پاك باشد.

3. امام صادق علیه‏السلام فرمود:

من همّ بالسیئة فلا یعملها فإنه ربما عمل العبد السیئة فیراه الرَبّ تبارك و تعالی فیقول و عزّتی و جلالی لا أغفرلك بعد ذلك أبدا؛(6)

هر كس اراده كرد گناهی را انجام دهد باید آن را ترك كند؛ زیرا چه بسا بنده خدا گناهی را انجام دهد و خدای تبارك و تعالی او را ببیند و بگوید: سوگند به عزّت و جلال خودم كه تو

را هرگز آمرزش نخواهم كرد.

4. امام باقر علیه‏السلام فرمود:

لاتستصغرنّ سیئة تعملها فإنك تراها حیث تسوءك؛(7)

هرگز گناه را كوچك ندان و آن را انجام نده؛ زیرا كیفر آن را می‏بینی كه بر زیان توست.

5. پیامبر خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در حدیثی فرمود:

ولایستقلّن أحدكم شیئا من المعاصی فإنه لایدری فی أیها سخط اللّه‏؛(8)

كم نداند یكی از شما گناهی از گناهان را؛ زیرا نمی‏داند خشم خدا در كدام گناه نهفته است.

در این محور به این نتیجه رسیدیم كه از دیدگاه عقل و روایاتی كه از رهبران دینی به ما رسیده، گناهان همه بزرگ هستند و كوچك بودن گناهان معنا ندارد؛ زیرا نافرمانی خدا در هر جا و در هر چیزی بزرگ و مهم است.

محور دوم، بزرگ و كوچك بودن گناه از نظر مفسده ‏ای كه در آن است می ‏باشد.

كارهای زشتی كه در این جهان به وقوع می ‏پیوندد یك ‏سان نیست و مفسده‏ هایی كه در آن ‏هاست، گوناگون است و هر عاقلی می‏داند كه كشتن یك فرد انسان با شكستن استخوان دست او تفاوت دارد و در این ارتباط می ‏توان گناهان را به كبیره و صغیره تقسیم كرد و بزرگ بودن گناه را به مقدار بیش‏تر بودن مفسده آن دانست و گناه صغیره را گناهی دانست كه مفسده آن كم‏تر باشد.

در این محور، فقیهان و اندیشمندان آرای متعددی را درباره كبایر و صغایر بودن گناهان، بیان داشته ‏اند.

برخی گفته‏اند: گناهان بر دو بخش تقسیم می‏شوند: كبیره و صغیره.

دسته ‏ای گفته ‏اند: گناهان، همه كبیره‏اند و گناه صغیره نداریم.

مرحوم آیة‏اللّه‏ العظمی بروجردی قدس‏سره در بیان اندیشه فقیهان در این باره چنین می‏ گوید:

تقسیم كردن گناهان به بزرگ و كوچك در كلمات قدمای اصحاب ما امامیه یافت نمی ‏شود؛ آن‏ هایی كه مانند شیخ مفید، سید مرتضی، ابوالصلاح و دیگران از قدما در فقه صاحب تألیف هستند. تنها در كتاب مبسوط شیخ طوسی كه بر طریق متداول میان فقیهان معاصر خود، تألیف نشده است چنین آمده است: عدالت در شریعت همان عدالت در دین و عدالت در مروّت و عدالت در احكام است.

سپس هر كدام از این ‏ها را توضیح داده و می ‏گوید:

اگر كسی گناه كبیره‏ای را مرتكب شد، شهادت او پذیرفته نمی‏ شود و اگر كسی گناهان كبیره را ترك می ‏كند و گناه صغیره را انجام می ‏دهد باید دید در اغلب اوقات چه می ‏كند، اگر در اغلب اوقات گناه را انجام نمی‏ دهد و به كمی و ندرت، گناه از او صادر می ‏شود شهادت او پذیرفته است و اگر در اغلب اوقات، گناه را مرتكب می ‏شود شهادت او پذیرفته نیست و علّت در میزان قرار دادن اغلب در انجام گناه، برای ‏نپذیرفتن این است كه، اگر شهادت كسی كه گناه صغیره را به ندرت انجام می ‏دهد پذیرفته نشود شهادت هیچ انسانی نباید پذیرفته شود؛ زیرا كسی یافت نمی ‏شود كه گناه نكند.(9)

كبایر و صغایر در قرآن

برخی از فقیهان برای تقسیم ‏بندی گناهان به كبیره و صغیره به آیاتی از قرآن استدلال كرده ‏اند:

1. إن تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سیئاتكم و ندخلكم مدخلاً كریما؛(10)

اگر از گناهان بزرگی كه از آن نهی می ‏شوید پرهیز كنید گناهان شما را می‏ پوشانیم و شما را در جایگاه خوبی وارد می ‏سازیم.

ظاهر آیه این است كه، گناهان بر دو قسم است: بزرگ و غیر بزرگ (كه گناهان كوچك باشند) و نمی‏ شود تمام گناهان بزرگ باشند؛ زیرا در این آیه واژه «كبائر» به واژه «ماتنهون» مضاف شده است و معنای مضاف با مضافٌ الیه متفاوت است؛ پس «كبائر» به معنای گناهان بزرگ است و «ما تنهون عنه» به معنای مطلق گناه است كه شامل گناهان بزرگ و كوچك هر دو می ‏باشد و ممكن نیست مقصود از «ما تنهون» گناهان بزرگ باشد و تمام گناهان، بزرگ باشند.

اگر تمام گناهان بزرگ باشند، با ترك آن‏ ها دیگر گناهی نیست تا بخشیده شود و خداوند در مقام امتنان و تفضّل بفرماید: چون گناهان بزرگ را ترك كردی از دیگر گناهان تو چشم ‏پوشی می ‏كنیم.

پس باید گناهان بر دو قسم باشند: گناهان بزرگ و گناهان كوچك و پرهیز از گناهان بزرگ، سبب بخشش گناهان كوچك می ‏شود.

استدلال این آیه بر تقسیم‏ بندی گناهان، بر دو پایه استوار است:

1. لزوم مغایرت میان مضاف و مضافٌ الیه و در این آیه واژه «كبائر» كه به معنای گناهان بزرگ است، به واژه «ماتنهون» یعنی گناهان، مضاف شده است و معنای این دو واژه باید با هم متفاوت باشد و نمی ‏شود تمام گناهان كبیره باشند.

2. تفضّل و امتنانی در این آیه است كه خداوند پرهیز از گناهان بزرگ را سبب بخشش دیگر گناهان قرار داده و مقصود از این گناهان باید صغایر باشند. پس این آیه دلالت دارد كه گناهان بر دو گونه ‏اند: كبیره و صغیره.

مرحوم آیة‏اللّه‏ العظمی بروجردی قدس‏ سره در آغاز از استدلال به این آیه اعتراض می ‏كند؛ لیكن در پایان به دلالت آن اعتراف می‏كند. وی پس از اشاره به این آیه بر تقسیم ‏بندی گناهان بر آن اعتراض می ‏كند و می ‏گوید:

این آیه دلالت ندارد بر تقسیم ‏بندی گناهان به بزرگ و كوچك؛ نهایت چیزی كه این آیه بر آن دلالت دارد این است: اموری كه نهی از آن‏ ها شده بر دو قسم است و می‏شود مقصود از كبایر محرّمات باشد كه نهی تحریمی به آن‏ها تعلّق یافته و مقصود از سیئات مكروهات باشد و معنای آیه این چنین می ‏شود: اگر كارهای حرام را ترك كنید از انجام مكروهاتِ شما چشم‏ پوشی می ‏كنیم؛ لیكن ظاهر این است، این احتمال نمی ‏تواند ظهوری را كه در آیه هست و دلالت بر تقسیم‏ بندی گناهان دارد بردارد.(11)

در حقیقت آیة ‏اللّه‏ بروجردی از آغاز، تقسیم‏ بندی گناهان را در ارتباط با این آیه شریفه پذیرفته؛ لیكن از دقت و گسترش اندیشه‏ای كه دارد در آغاز، اعتراف به دلالت آن نكرده و احتمالی كه در ذهن او جولان داشته ابراز كرده و این گونه بیان اعتراض احتمالی، از ویژگی فقیهانی است كه دارای ذهنی آزاد و نبوغ فكری هستند.

2. الّذین یجْتَنِبون كَبائِر الاْءثْمِ وَ الْفَواحِشَ إلاّ اللّمم إنَّ ربّكَ واسِعُ الْمَغْفرَة وَ هُوَ أَعْلَمُ بِكُم إذْ أنْشَأكُم مِنَ الاْءرْضِ وَ إذْ أنْتم أجِنَّةٌ فی بُطُونِ أمَّهاتِكُمْ فَلاتُزَكُّوا أنْفُسَكُمْ هُوَ أعْلَمُ بِمَنِ اتَّقی؛(12) كسانی كه از گناهان بزرگ و از كارهای زشت دوری می‏كنند، جز گناهان صغیره (كه گاه آلوده آن می ‏شوند) آمرزش پروردگار تو گسترده است. او نسبت به شما از همه آگاه ‏تر است و از آن هنگام كه شما را از زمین آفرید و در آن موقع كه به صورت جنین‏هایی در شكم مادرتان بودید پس خودستایی نكنید او پرهیزگاران را بهتر می ‏شناسد.

این آیه نیز دلالت دارد بر دو گونه بودن گناهان از بزرگ و كوچك به همان روشی كه در آیه پیشین گذشت. مرحوم آیة ‏اللّه‏ بروجردی این آیه را بیان كرده و بیان داشته:

این آیه اشعار دارد بر متّصف بودن برخی از گناهان به وصف بزرگ بودن و برخی دیگرِ آن ‏ها به وصفی دیگر برخلاف این وصف. و اعتراضی بر دلالت این آیه نكرده است و به نظر می‏ رسد وی اعتراف به دلالت آیه بر تقسیم ‏بندی گناهان به بزرگ و كوچك دارد.

كبایر و صغایر در روایات

فقیهانی كه طرف دار تقسیم ‏بندی گناهان به كبایر و صغایر شده‏اند برای اثبات این موضوع به روایات متعدد و گوناگونی استدلال كرده‏اند و می‏ توان آن روایات را به ده بخش تنویع كرد.(13)

بخش اوّل، روایاتی است كه در تفسیر آیه اوّل از امامان معصوم علیهم‏السلام وارد شده و گناهان را بر دو قسم تقسیم كرده‏اند.

1. امام صادق علیه‏السلام فرمود:

من اجتنب الكبائر یغفراللّه‏ جمیع ذنوبه و ذلك قول اللّه‏ عزّوجلّ إن تجتنبوا كبائر ماتنهون عنه نكفّر عنكم سیئاتكم و ندخلكم مدخلاً كریما؛(14)

هر كس گناهان بزرگ را اجتناب كند خداوند تمام گناهان او را می ‏آمرزد و این است معنای گفتار خدا إن تجتنبوا الكبائر الخ.

2. امام كاظم علیه ‏السلام در تفسیر گفتار خداوند كه فرموده است:

«إن تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تَنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرُ عَنْكُمْ سَیئاتِكُمْ»

فرمود:

من اجتنب الكبائر ما أوعداللّه‏ علیه النار إذا كان مؤمنا كفراللّه‏ عنه سیئاته؛(15)

هر كس گناهان بزرگ را كه خداوند وعده آتش بر آن ‏ها داده است ترك كند و مؤمن باشد، خداوند گناهان او را می ‏آمرزد.

بخش دوم، روایاتی است كه در تفسیر آیه شریفه «إن اللّه‏ لایغْفِرُ أن یشْرِكَ به» وارد شده‏اند.

1. امام صادق علیه ‏السلام فرمود:

إن اللّه‏ لایغفر أن یشرك به و یغفر ما دون ذلك لمن یشاء الكبائر فماسواها، قال: قلت دخلت الكبائر فی الإستثناء؟ قال: نعم؛(16)

خداوند نمی ‏آمرزد گناه شرك را و می ‏آمرزد گناهان پایین‏تر از آن را برای كسی كه بخواهد، گفتم: گناهان كبیره از گناهانی است كه آمرزیده می‏ شود؟ فرمود: بلی.

2. از امام صادق علیه ‏السلام پرسیدند: آیا منظور از قول خداوند كه فرموده است: «إن اللّه‏ لایغفر أن یشرك به و یغفر مادون ذلك لمن یشاء» آن است كه خداوند، گناهان كبیره را می ‏آمرزد؟ فرمود:

نعم، إن شاء عذّب علیها و إن شاء عفا؛(17)

بلی اگر خدا بخواهد بر آن‏ ها كیفر می ‏كند و اگر بخواهد عفو می ‏نماید.

بخش سوم، روایاتی است كه عدد گناهان كبیره در آن‏ ها وارد شده و پس از این نمونه ‏ای از آن ‏ها خواهد آمد.(18)

بخش چهارم، روایاتی ‏اند كه گناه كبیره را تعریف كرده ‏اند؛ مانند:

عبّاد بن كثیر گوید: از امام صادق علیه‏السلام از حقیقت كبایر پرسیدم، حضرت فرمود:

كل ما أوعداللّه‏ علیه النار؛(19)

هر گناهی كه خداوند وعده آتش بر آن داده باشد، كبیره است.

بخش پنجم، روایاتی است كه می‏گویند: اگر بر گناه اصرار باشد، كبیره است و اگر از گناه توبه شود، كبیره نیست.

امام صادق علیه ‏السلام فرمود:

لاصغیرة مع الإصرار و لاكبیرة مع الاستغفار؛(20)

اگر بر گناه اصرار بشود صغیره نیست و اگر از آن توبه و استغفار باشد، كبیره نیست.

بخش ششم، روایاتی است كه دلالت دارند بر توبه كردن از گناهان كبیره و بخشیدن آن ‏ها از سوی خدا.(21)

1. امام صادق علیه ‏السلام فرمود:

ما من مؤمن یقارف فی یومه و لیلته أربعین كبیرة فیقول و هو نادم استغفراللّه‏... إلا غفراللّه‏ له؛(22)

هر مؤمنی كه در شبانه روز چهل گناه كبیره را مرتكب شود و در حال پشیمانی بگوید: استغفراللّه‏... خداوند گناهان او را می‏بخشد.

2. ابراهیم بن عباس گوید: در مجلس امام رضا علیه ‏السلام بودم و از گناهان كبیره و این كه معتزله می ‏گویند: گناهان كبیره آمرزیده نمی‏ شوند، سخن به میان آمد، حضرت فرمود:

قد نزل القرآن بخلاف قول المعتزلة. قال اللّه‏ عزّ و جلّ: و إن ربك لذو مغفرة للناس علی ظلمهم؛(23)

قرآن بر خلاف گفتار معتزله نازل شده است؛ زیرا خداوند فرموده: همانا پروردگارت صاحب بخشش است بر مردم در ستم ‏هایی كه بر خود می‏كنند.

بخش هفتم، روایاتی است كه می‏گویند: شفاعت برای گناهان كبیره است.

1. پیامبر اكرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود:

إنما شفاعتی لأهل الكبائر من أمتی؛(24)

همانا شفاعتم برای كسانی است كه از امّت من، گناهان كبیره را مرتكب می ‏شوند.

2. امام صادق علیه‏السلام فرموده:

شفاعتنا لأهل الكبائر من شیعتنا فأمّا التائبون فإن اللّه‏ یقول: ما علی المحسنین من سبیل؛(25)

شفاعت ما برای اهل كبائر از شیعیان ماست؛ امّا توبه ‏كنندگان را كه خداوند فرموده: بر نیكوكاران راهی نیست.

بخش هشتم، روایاتی است كه می ‏گویند: باید از گناهان كوچك اجتناب كرد.

امام صادق علیه‏السلام فرمود:

اتقوا المحقرات من الذنوب، فإنها لاتغفر. قلت: و ما المحقرات؟ قال: الرجل یذنب فیقول طوبی لی إن لم یكن لی غیر ذلك؛(26)

پرهیز كنید از گناهان كوچك؛ زیرا آن‏ها آمرزیده نمی‏شوند. راوی پرسید: گناهان كوچك چیست؟ فرمود: مرد گناهی كند و بگوید: خوشا به حالم اگر غیر از این گناهی نداشتم.

2. حضرت موسی بن جعفر علیه‏السلام فرمود:

و لاتستقلّوا قلیل الذنوب فإن قلیل الذنوب تجتمع حتی یكون كثیرا؛(27)

گناهان كوچك را كم ندانید؛ زیرا گناهان كوچك جمع می‏شوند و انبوه می‏گردند.

3. پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود:

إیاكم و المحقرات من الذنوب فإن لكلّ شیء طالبا إلا و إن طالبها یكتب ما قدّموا و آثارهم و كل شیء أحصیناه فی إمام مبین؛(28)

از گناهان كوچك پرهیز كنید؛ زیرا هر چیزی جوینده‏ای دارد و جوینده گناهان كوچك می‏نویسد آنچه را پیش فرستاده‏اند و آثارشان را و هر چیزی را شماره كردیم در پیشوای آشكاری.

بخش نهم، روایاتی است كه می‏گویند: هر كس اطراف جنازه میت را در حال تشییع بگیرد، خداوند چهل گناه كبیره از او می‏آمرزد.(29)

بخش دهم، روایاتی است كه می‏گویند: وضو گرفتن برای نماز مغرب، كفّاره گناهان شب و روز است مگر از گناه كبیره.(30)

مرحوم آیة‏اللّه‏ بروجردی صحیحه عبداللّه‏ بن أبی یعفور را از ادلّه تقسیم‏بندی گناهان به كبایر و صغایر آورده و بر آن اعتراض كرده است.

عبداللّه‏ بن أبییعفور قال: قلت لأبی عبداللّه‏ علیه‏السلام لم تعرف عدالة الرجل بین المسلمین حتی تقبل شهادتهم لهم و علیهم؟ فقال: أن تعرفوه بالستر و العفاف و كف البطن و الفرج و الید و اللسان و یعرف باجتناب الكبائر التی أوعداللّه‏ علیها النار فی شرب الخمر و الزنا و الربا؛(31)

عبداللّه‏ بن ابی یعفور گوید: از امام صادق علیه‏السلام پرسیدم: عدالت مرد با چه چیزی شناخته می‏شود تا شهادت او برای آن‏ها و بر زیان آن‏ها پذیرفته شود؟ فرمود: این است كه او را با پوشش بر گناهان و عفّت و نگه‏داری شكم و عورت و دست و زبان بشناسید و با پرهیز از گناهان كبیره كه خداوند وعده آتش بر آن‏ها داده است از شراب‏خواری و زنا و ربا.

و اعتراض وی چنین است:

شاید مقصود از كبایر كه اجتناب از آن‏ها در تحقق عدالت اعتبار دارد، اموری است كه نهی تحریمی به آن‏ها تعلّق گرفته و از نظر شرع حرام است، پس كبایر، تمام كارهای حرام است و مقصود، در این روایت این است كه، انجام مكروهات به عدالت ضرر نمی‏رساند؛ زیرا از جمله اقوالی كه هست این است كه، عدالت در عصر امام صادق علیه‏السلام اجتناب از محرّمات و مكروهات بوده با التزام به انجام واجبات و مندوبات و با وجود این قول، از گناهان و كارهای حرام، به كبایر تعبیر شده است.(32)

و این اعتراض همانند اعتراضی است كه وی نسبت به آیه شریفه داشته، هر چند در آن جا از آن صرف‏نظر كردند و ظهور آیه را در تقسیم‏بندی گناهان پذیرفت؛ لیكن در این جا پس از بیان اعتراض چیزی بیان نكرده و به نظر می‏رسد كه دلالت این روایت را بر دو نوع بودن گناهان نپذیرفته است.

جولان فكری در این محقق بزرگوار او را به هر سویی كشانده و آرامش اندیشه را از او گرفته و می‏گوید:

موضوع تقسیم‏بندی گناهان به دو نوع، از مسائل مشكل است به ویژه با توصیف امام علیه‏السلام در برخی از روایات كه هر گناهی بزرگ است و شیخ طوسی در كتاب تبیان تصریح كرده است كه: گناه بر دو نوع نیست و بزرگ بودن و كوچك بودن گناهان نسبت به یك‏دیگر ملاحظه می‏شود و تمام گناهان بزرگ هستند و این گفتار از كتاب عدّه شیخ طوسی و از شیخ مفید، قاضی، تقی، طبرسی نیز نقل شده است و از مجمع البیان و عدّه و سرائر ظاهر می‏شود كه تمام فقها بر آن اتفاق دارند. از سوی دیگر، آن دو آیه و روایات بسیاری كه دلالت دارند گناهان بر دو نوع هستند و مشهور بودن این عقیده در میان متأخرین روشن می‏سازد كه گناهان با هم تفاوت دارند و برخی از آن‏ها در ذات خود بزرگ هستند و برخی در ذات خود كوچك؛ لیكن منكر شدن گروهی از فقها این عقیده را با آن اختلافی كه در میان فقهاست در عدد گناهان كبیره، تأیید می‏كند كه گناهان، همه بزرگ هستند و بزرگی و كوچكی در آن‏ها اضافی است نه ذاتی. تحقیق آن است كه بگوییم: بزرگ بودن و كوچك بودن ذاتی گناه را نمی‏توان انكار كرد؛ زیرا اگر بگوییم: بزرگی و كوچكی در گناهان اضافی است، باید در پایان به گناهی یا گناهانی برسیم كه بزرگ‏تر از آن‏ها دیگر گناهی نیست و آن گناه بزرگ كه بالاتر از آن گناهی نیست هم چنان كه نسبت به گناهان دیگر بزرگ به حساب می‏آید در ذات خود نیز بزرگ است؛ زیرا فرض این است كه بزرگ‏تر از آن یافت نشده است تا آن گناه نسبت به دیگری كوچك به حساب آید و همین فرض در مورد گناه كوچك نیز هست؛ بدین معنا كه اگر ادّعای كوچك بودن اضافی را داشته باشیم نه كوچك بودن ذاتی را، ناچاریم كه در پایان به گناه یا گناهانی برسیم كه از آن، گناهی كوچك‏تر نباشد و آن گناه كه از آن كوچك‏تر یافت نشده است هم چنانی كه نسبت به مافوق خود كوچك به حساب می‏آید، در ذات خود نیز كوچك است؛ زیرا فرض این است كه از آن گناهی كوچك‏تر یافت نشده است. پس ناچاریم از پذیرفتن تقسیم‏بندی گناهان به كبیره و صغیره در ذات خود و هیچ گونه مانعی نیست اگر روایاتی را كه بر این مطلب دلالت دارند بپذیریم و روایاتی كه تعداد كبایر را بیان كرده، قبول نماییم؛ لیكن اختلاف روایات در تعداد كبایر از جهت اختلاف رتبه در خود كبایر است.(33)

اختلافی كه در گناهان هست از جهات گوناگون و دیدگاه‏های مختلف است بدین قرار:

1. كیفر در دنیا یا در آخرت (كیفر گناه یا در همین جهان داده می‏شود و یا در عالم برزخ و یا در آخرت)؛

2. كیفر برخی از گناهان نسبت به برخی دیگر سخت‏تر است؛

3. زمان كیفر برخی از گناهان نسبت به برخی دیگر طولانی‏تر است؛

4. برخی گناهان قابل بخشش نیستند و آن‏هایی كه قابل بخشش هستند برخی از آن‏ها بدون انجام كاری بخشیده می‏شوند و برخی دیگر پس از انجام كاری مورد عفو قرار می‏گیرند.

گناهان كبیره را بشناسیم

پس از روشن شدن رأی حضرت آیة‏اللّه‏ العظمی بروجردی قدس‏سره در تقسیم گناهان به بزرگ و كوچك لازم است گناهان بزرگ را بشناسیم؛ زیرا گناه بزرگ و كوچك هر كدام آثار و لوازمی دارند و برای شناخت آن آثار، در آغاز باید خود گناه را شناسایی كرد.

شناسایی كامل گناهان از هر جهت جز از راه گفته‏های پیشوایان دین و رهبران مذهب كه نمایندگان خدا در بیان احكام شرع و روشنگر واجبات و محرّمات هستند و با علم فراگیری كه از حقایق اشیا دارند و مقدارِ مفاسدِ گناهان را می‏دانند، میسّر نیست.

راه‏هایی كه برای شناخت گناهان كبیره در گفتار امامان معصوم علیهم‏السلام آمده است بدین قرار است:

1. شناخت گناهان كبیره از شماره آن‏ها در روایات

1. ابن محبوب قال: كتب معی بعض أصحابنا إلی أبی الحسن علیه‏السلام یسأله عن الكبائركم هی و ماهی؟ فكتب الكبائر من اجتنب ما وعداللّه‏ علیه النار، كفّر عنه سیئاته إذا كان مؤمنا و السبع الموجبات: قتل النفس الحرام و عقوق الوالدین و أكل الربا و التعرّب بعد الهجرة و قذف المحصنة و أكل مال الیتیم و الفرار من الزحف؛(34)

ابن محبوب گوید: برخی از یاران ما نامه‏ای به موسی بن جعفر علیه‏السلام نوشت و در آن نامه از عدد كبایر و حقیقت آن‏ها پرسید. امام علیه‏السلام در پاسخ نوشت: كبایری كه هر كس اجتناب كند آن چه را خداوند وعده آتش بر آن داده است و هفت گناهی كه انسان را در آتش وارد می‏كنند قتل نفس حرام، ناراضی بودن پدر و مادر، رباخواری، تعرّب بعد از هجرت، تهمت زدن به زن پاك‏دامن، خوردن مال یتیم و گریز از جنگ است.

2. عبید بن زرارة قال: سألت أبا عبداللّه‏ علیه‏السلام عن الكبائر. فقال: هن فی كتاب علی سبع: الكفر باللّه‏ و قتل النفس و عقوق الوالدین و أكل الربا بعد البینة و أكل مال الیتیم ظلما و الفرار من الزحف و التعرّب بعد الهجرة؛(35)

عبید بن زراره گوید: از امام صادق علیه‏السلام از كبایر پرسیدم. پاسخ فرمود: كبایر در كتاب علی هفت چیز است: كفر به خدا، قتل نفس، نارضایتی پدر و مادر، رباخواری پس از دانستن حكم آن، خوردن مال یتیم از ستم، فرار از جنگ و تعرّب بعد از هجرت.

در این دو روایت گناهان كبیره هفت عدد شمارش شده؛ ولی در برخی از روایات پنج عدد ذكر شده است:

امام صادق علیه‏السلام فرمود:

وجدنا فی كتاب علی، الكبائر خمسة: الشرك و عقوق الوالدین و أكل الربا بعد البینة و الفرار من الزحف و التعرّب بعد الهجرة؛(36)

در كتاب علی یافتیم كه گناهان بزرگ پنج است: شرك، نارضایتی پدر و مادر، رباخواری پس از دانستن حكم آن، فرار از جنگ و تعرّب بعد از هجرت.

عبید بن زرارة قال: قلت لأبی عبداللّه‏ أخبرنی عن الكبائر. فقال: هنّ خمس و هنّ مما أوجب اللّه‏ علیهن النار؛(37)

عبید بن زراره گوید: از امام صادق علیه‏السلام از گناهان بزرگ پرسیدم. فرمود: آن‏ها پنج عدد است كه خداوند آتش را كیفر آن‏ها قرار داده است.

و در برخی از روایات عدد كبایر به 34 تا رسیده است:

امام رضا علیه‏السلام فرمود:

... و اجتناب الكبائر و هی قتل النفس التی حرم اللّه‏ تعالی و الزنا و السرقة و شرب الخمر و عقوق الوالدین و الفرار من الزحف و أكل مال الیتیم ظلما و أكل المیتة و الدّم و لحم الخنزیر و ما أهل لغیراللّه‏ به من غیر ضرورة و أكل الربا بعد البینة و السحت و المیسر و هوالقمار و الخس فی المكیال و المیزان و قذف المحصنات و الزنا و اللواط و الیأس من روح اللّه‏ و الأمن من مكراللّه‏ و القنوط من رحمة اللّه‏ و معونة الظالمین و الركول إلیهم و الیمین النموس و حبس الحقوق من غیر عسر و الكذب و الإسراف و التبذیر والخیانة و الاستخفاف بالحج و المحاربة لأولیاءاللّه‏ و الاشتغال بالملاهی و الإصرار علی الذنوب؛(38)

و پرهیز از گناهان بزرگ و آن‏ها كشتن مؤمنی است كه حرام است، زنا، دزدی، شراب‏خواری، نارضایتی پدر و مادر، فرار از جنگ، خوردن مال یتیم از ستم، خوردن مردار، خون، گوشت خوك، و حیوانی كه بدون نام خدا ذبح شده بدون اضطرار، رباخواری پس از دانستن، حرام‏خواری، قمار، كم كردن در پیمانه و میزان، تهمت زدن به زن‏های پاك‏دامن، زنا، لواط، مأیوس شدن از رحمت خدا، ایمن شدن از مكر خدا، ناامیدی از رحمت خدا، كمك دادن به ستم‏گران، پناه بردن به ستم‏گران، سوگند دروغ، منع حقوق بدون عسر، دروغ، تكبّر، اسراف، تبذیر، خیانت، استخفاف به حج، جنگ با دوستان خدا، اشتغال به لهو و اصرار بر صغایر.

روایاتی كه عدد گناهان كبیره در آن‏ها آمده است با هم اختلاف دارند؛ در برخی از آن‏ها عدد گناهان پنج و در برخی هفت و در برخی نه و در برخی 31 و 34 و 35 و 36 آمده است.

و این اختلاف، دلیل بر این است كه امامان معصوم علیهم‏السلام نخواسته‏اند تمام گناهان كبیره را در یك روایت بیان كنند؛ بلكه در هر روایتی چند عدد از آن‏ها را به مناسبتی بیان داشته‏اند.

و ممكن است این اختلاف در نقل را حمل بر اختلاف در شدّت و ضعف این گناهان بدانیم؛ بدین معنا كه گناهان كبیره نیز دارای مراتب است و برخی از آن‏ها از برخی دیگر سخت‏تر است. پنج گناهِ از آن‏ها از هفت گناه سخت‏تر است و هفت عددِ از آن‏ها از نه عدد سخت‏تر است و به همین ترتیب شماره‏های كم‏تر سخت‏تر از شماره‏های بیش‏تر است؛ لیكن تمامی آن‏ها گناهان كبیره هستند. دیدگاه آیة‏اللّه‏ بروجردی قدس‏سره در ارتباط با اختلاف روایات در این زمینه چنین است:

روایاتی كه در این باب وارد شده بسیار است و در كتاب وسائل در باب 45 از ابواب جهاد آن‏ها را آورده، ولیكن از نظر مفاد با هم اختلاف دارند؛ زیرا برخی از آن‏ها در تفسیر كبایر و تعریف آن‏ها وارد شده و برخی عدد آن‏ها را بیان كرده پنج، هفت، نُه و یا بیش‏تر... و مهم‏ترین این روایات روایاتی‏اند كه می‏گویند: عدد كبایر از نُه بیش‏تر است و آن‏ها سه روایت است:

1. روایت عبدالعظیم حسنی؛ 2. روایت فضل بن شاذان؛ 3. روایت اعمش.

روایاتی كه می‏گویند: هفت است، روایت ابن محبوب، عبید بن زراره، أبی بصیر، محمّد بن مسلم، احمد بن عمر الحلبی، عبدالرّحمان بن كثیر است.

در روایت أبی بصیر آمده است: عدد كبایر، هفت است؛ ولی آن‏ها را هشت عدد شماره كرده است و در ذیل بیان كرده: تعرّب بعد از هجرت و شرك یكی است.

در روایت محمد بن مسلم عقوق والدین را اسقاط كرده و هفتمین را گفته آن چیزی است كه كه خدا كیفر آن را آتش قرار داده، با این كه این موضوع تعریف كبیره است نه یكی از افراد آن و احتمال آن است كه راوی عقوق را فراموش كرده و تعریف كبیره را به جای عدد آن ذكر كرده است.

در روایت عبدالرّحمان بن كثیر تعرّب بعد از هجرت و رباخواری را نیاورده و انكار حق اهل بیت را آورده است... .

در روایت أبی العامت آمده است: بزرگ‏ترین گناهان هفت عدد است، و تعرّب و رباخواری را انداخته و به جای هفتمین، انكار ما أنزل اللّه‏ را آورده.

در روایت مسعدة بن صدقه، عدد گناهان را ده گناه آورده و بر هفت گناه گذشته، ناامیدی از رحمت خدا، مأیوس شدن از درگاه خدا و ایمن بودن از مكر خدا را آورده و ظاهر این است كه دوتای اوّل یكی هستند.

و در روایت محمدبن مسلم عدد آن‏ها هشت تا قرار داده شده است. و در روایت عبید بن زراره عدد آن‏ها پنج گناه آمده... .

و امّا روایاتی كه می‏گویند: گناهان كبیره بسیارند، سه روایت‏اند: 1. روایت اعمش كه می‏گوید: عدد آن‏ها 33 گناه است؛ 2. روایت عبدالعظیم حسنی كه می‏گوید: عدد آن‏ها بیست گناه است؛ 3. روایت فضل بن شاذان كه می‏گوید: عدد آن‏ها 33 گناه است.(39)

بررسی روایات در شمارش گناهان با آن اختلافی كه با هم دارند، از محقق باریك‏بینی چون آیة‏اللّه‏ بروجردی با این دقت شایسته است. و ما نمونه‏ای از بیان وی را در این جا نقل كردیم و تمام آن چه را كه بیان كرده است نیاوردیم.

اینك پس از بیان اختلاف روایات در شمارش عدد گناهان، نوبت به جمع‏آوری میان آن‏ها می‏رسد. در این میدانِ درگیری اندیشه‏هاست كه فقیه باید اندیشه درست خود را ارائه دهد و بتواند با جست و جوی راه درست از گرداب اختلاف، نجات پیدا كند. این محقق بزرگوار با این اندیشه درست، میان روایات متعدد و مختلف جمع كرده است بدین بیان:

از گناهان، هفت گناه در ذات خود و به قول مطلق، كبیره هستند و آن‏ها گناهانی هستند كه در روایات گذشته آمده‏اند. آن روایاتی كه می‏گویند: گناهان بزرگ هفت‏تا هستند یا بزرگ‏ترین گناهان هفت‏تا هستند. و امّا دیگر گناهان كبیره كه در روایات دیگر آمده‏اند كبیره هستند؛ ولی نسبت به آن هفت گناه، مرتبه آن‏ها پایین‏تر است. و بر همین اساس، روایت محمد بن حكیم و محمد بن مسلم كه می‏گویند: زنا و سرقت از كبایر نیستند، حمل می‏شود در برابر روایت فضل و اعمش كه می‏گویند: از گناهان كبیره هستند؛ بدین معنا این دو گناه از كبایری كه به قول مطلق مانند آن هفت گناه كبیره هستند نیستند؛ لیكن نسبت به گناهان دیگر كه در رتبه پایین‏تر از آن‏ها قرار دارند؛ از گناهان كبیره هستند.(40)

سپس این فقیه جامع منقول و معقول با آن كه در بررسی فقه و در اندیشه فقاهت است، اندیشه او از فقه فرا رفته و در اندیشه تهذیب نفوس و پاك‏سازی برآمده و برای رهایی مردم از گرفتاری گناهان كبیره و تطهیر آن‏ها از آلودگی‏های آن‏ها در تصدّی شماره آن‏ها برآمده و هشدار داده است و چنین بیان می‏كند:

اینك شماره گناهان كبیره را كه از روایات به دست آمده بیان می‏كنیم به امید این كه هر كس در آن‏ها نظر افكند و آن‏ها را ببیند اگر از آن‏ها اجتناب نكرده هم اكنون تصمیم بر ترك آن‏ها بگیرد و از آن‏ها پرهیز كند. گناهان كبیره بدین قرار است: 1. شرك به خدا؛ 2. كشتن كسی كه كشتن او حرام است؛ 3. نارضایتی پدر و مادر؛ 4. فرار از جنگ؛ 5. خوردن مال یتیم از ستم؛ 6. رباخواری پس از دانستن حكم آن؛ 7. تهمت زدن به زنان پاك‏دامن.

و این گناهان همان هفت گناهی هستند كه بزرگ‏ترین گناهان و كبیره به قول مطلق هستند. 8. زنا؛ 9. لواط؛ 10. سرقت؛ 11. خوردن گوشت مردار؛ 12. خوردن خون؛ 13. خوردن گوشت خوك؛ 14. خوردن گوشت حیوانی كه بی‏نام خدا ذبح شده است بدون اضطرار؛ 15. كم‏فروشی در میزان و پیمانه؛ 16. قماربازی؛ 17. شهادت دروغ؛ 18. مأیوس شدن از رحمت خدا؛ 19. ایمن شدن از مكر خدا؛ 20. كمك دادن به ستم‏گران؛ 21. اعتماد و پناه بردن به ستم‏گران؛ 22. سوگند دروغ؛ 23. خیانت؛ 24. منع كردن و رعایت نكردن حقوق دیگران بدون عسر؛ 25. دروغ؛ 26. تكبر و بزرگی به خود بستن؛ 27. اسراف و تبذیر؛ 28. خیانت در امانت؛ 29. استخفاف به حج (و شاید مقصود از آن به جا نیاوردن حج نباشد؛ بلكه به جا آوردن حج با استخفاف به آن باشد)؛ 30. جنگ با دوستان خدا؛ 31. اشتغال به ملاّهی؛ 32. جادوگری.(41)

2. شناخت گناهان كبیره از تعریف آن‏ها

یكی از راه‏های شناخت گناهان كبیره، گناهانی هستند كه در روایات برای آن‏هاتعریف آمده است.

1. علی بن جعفر عن أخیه موسی بن جعفر علیهما‏السلام قال: سألته عن الكبائر التی قال اللّه‏ عزّوجلّ: إن تجتنبوا كَبائر ماتَنْهَوْنَ عنه، قال: التی أوجب اللّه‏ علیها النار؛(42)

علی بن جعفر از برادرش موسی بن جعفر علیهما‏السلام از آیه شریفه إن تجتنبوا كبائر ماتنهون عنه از گناهان كبیره می‏پرسد كه چیستند؟ امام علیه‏السلام در پاسخ می‏فرماید: گناهانی هستند كه خداوند كیفر آن‏ها را آتش قرار داده است.

2. عباد بن كثیر قال: سألت أبا جعفر علیه‏السلام عن الكبائر، فقال: كل ما أوعداللّه‏ علیه النار؛(43)

عباد بن كثیر گوید: از امام باقر علیه‏السلام پرسیدم: گناهان كبیره چیستند؟ فرمود: هر گناهی كه خداوند كیفر آن را ورود در آتش قرار داده است.

3. أبوبصیر عن أبی عبداللّه‏ علیه‏السلام سمعتم یقول: و من یؤت الحكمة فقد أوتی خیرا كثیرا قال: معرفة الإمام و اجتناب الكبائر التی أوجب اللّه‏ علیها النار؛(44)

ابوبصیر گوید: شنیدم امام صادق علیه‏السلام می‏گوید: هر كس را حكمت داده شد، خیر بسیاری را به دست آورده است [و در مقام تفسیر حكمت] فرمود: شناخت امام و دوری كردن از گناهان كبیره؛ آن گناهانی كه خداوند ورود در آتش را كیفر آن‏ها قرار داده است.

محقق بروجردی در این تعریف اعتراضی دارد كه با ملاحظه آن نمی‏توان به شناخت گناهان كبیره رسید. وی چنین می‏گوید:

تعریف كردن و شناخت گناهان كبیره به این تعریف كه گناهانی هستند كه كیفر آن‏ها ورود در آتش است، اجمال دارد و روشن نیست؛ زیرا روشن نیست مقصود كیفر آتش باید در خصوص قرآن وارد شده باشد و یا در گسترش بیش‏تر و در سخنان پیامبر و یا یكی از امامان معصوم علیهم‏السلام هم اگر وارد شده باشد، گناه كبیره محسوب می‏شود.(45)

3. شناخت گناهان كبیره از تعریف و شماره آن‏ها

در برخی از روایات برای شناخت گناهان كبیره از دو طریق استفاده شده است: از طریق تعریف و شماره آن‏ها.

1. ابن محبوب عن أبی الحسن الرضا علیه‏السلام : الكبائر من اجتنب ما وعداللّه‏ علیه النار كفّر عنه سیئاته إذا كان مؤمنا و السبع الموجبات: قتل النفس الحرام و... ؛(46)

ابن محبوب از امام هشتم علیه‏السلام نقل می‏كند: گناهان كبیره كه هر كس آن چه را خداوند وعده ورود آتش بر آن داده است ترك كند، خداوند گناهانش را می‏آمرزد، اگر مؤمن باشد و آن هفت گناهی كه انسان را وارد آتش می‏كند: قتل نفس حرام و... .

2. عبید بن زرارة قال: قلت لأبی عبداللّه‏ علیه‏السلام أخبرنی عن الكبائر، فقال: هنّ خمس و هنّ مما أوجب اللّه‏ علیهن النار؛(47)

عبید بن زراره گوید: از امام صادق علیه‏السلام پرسیدم: مرا خبر ده از گناهان كبیره كه چیست؟ فرمود: پنج گناه است و آن‏ها گناهانی هستند كه خداوند ورود در آتش را كیفر آن‏ها قرار داده است.

3. الحلبی قال: سألت أبا عبداللّه‏ علیه‏السلام عن قول اللّه‏ عزّوجلّ: إن تجتنبوا كبائر ماتنهون عنه نُكَفِّرُ عنكم سَیئاتِكم، قال: من اجتنب ما أوعد اللّه‏ علیه النار إذا كان مؤمنا كفّر عنه سیئاته و أدخله مدخلاً كریما و الكبائر السبع الموجبات: قتل النفس الحرام...؛(48)

حلبی گوید: از امام صادق علیه‏السلام پرسیدم: از این آیه شریفه إن تجتنبوا كبائر ماتنهون عنه نكفر عنكم سیئاتكم، فرمود: هر كس اجتناب كند گناهی را كه خداوند وعده آتش بر آن داده است اگر مؤمن باشد، گناهانش را می‏آمرزد و او را در جایگاه نیكی وارد می‏كند و گناهانی كه انسان را وارد آتش می‏كنند، هفت است: قتل نفس حرام... .

كدام راه باید انتخاب كرد؟

از روایاتی كه نقل شد سه راه برای شناخت گناهان كبیره به دست آمد: 1. شمارش گناهان كبیره؛ 2. تعریف گناهان كبیره؛ 3. شمارش گناهان و تعریف آن‏ها.

و ظاهرِ هر دسته از آن روایات این است كه، تنها راه شناخت گناهان كبیره همان است كه در آن روایات آمده. ظاهرِ دسته اوّل این است كه: گناهان كبیره آن‏هایی هستند كه نام آن‏ها در آن روایات آمده و شماره آن‏ها بیان شده است و هر گناهی كه نام آن در شمارش گناهان كبیره نیامده است، گناه كبیره نیست و ظاهر دسته دوم از روایات آن است كه: هر گناهی كه تعریف گناه كبیره بر آن صادق باشد، گناه كبیره است، هر چند نام آن در شماره گناهان كبیره نیامده باشد. و براساس برخوردی كه این روایات با هم دارند، علما اختلاف كرده‏اند در راه شناخت گناهان كبیره؛ برخی گفته‏اند: گناهان كبیره آن‏هاست كه نام آن‏ها در شمارش روایات دسته اوّل آمده است و برخی گفته‏اند: گناهان كبیره آن‏هاست كه خداوند وعده آتش بر آن‏ها قرار داده، هر چند نام آن‏ها در شمارش گناهان نیامده باشد.

دسته اوّل از علما كه گفتار اوّل را پذیرفته‏اند با هم اختلاف درونی دارند در شماره گناهان كبیره كه چه مقدار است، هفت است یا نُه و یا بیش‏تر؟ كه پیش‏تر، این اختلاف بیان شد. دسته دوم از علما كه گفتار دوم را پذیرفته‏اند با هم اختلاف كرده‏اند در كیفر آتش كه بر گناه قرار داده شده است كه آیا اختصاص به گناهانی دارد كه خداوند در قرآن وعده آتش بر آن‏ها داده است؟ بدین معنا گناهی كه در قرآن خداوند به آن وعده آتش داده است تنها گناه كبیره است و یا این كه اگر در سخنان پیامبر و یا یكی از امامان معصوم علیهم‏السلام نیز وعده آتش داده شد از گناهان كبیره به حساب می‏آید؟

و پیش از این بیان شد كه مرحوم آیة‏اللّه‏ بروجردی عقیده دارد: روایات در بیان این تعریف اجمال دارد و روشن نیست مقصود وعده آتش در قرآن است و یا در سخنان پیشوایان دینی؟ و بر این اساس، وی راه اوّل را انتخاب كرده و از راه شمارش گناهان كبیره به شناخت گناهان كبیره راه یافته است.

اصرار بر صغایر

پس از پذیرفتن تقسیم شدن گناهان به كبیره و صغیره نوبت به بحث دیگری می‏رسد و آن شناخت اصرار بر صغیره است از جهت موضوع و حكم؛ بدین معنا كه اصرار بر صغیره چیست و چگونه تحقق پیدا می‏كند؟ و پس از تحقق، حكم آن چیست؟ از گناهان كبیره به حساب می‏آید یا از گناهان صغیره؟

شیخ انصاری قدس‏سره در رساله «عدالت» در بیان معنای اصرار بر صغیره چنین می‏گوید:

ظاهر این است: اصرار، همان معنای لغوی عرفی خود را دارد و به معنای بر پاداشتن وادامه دادن و همراه بودن است. كسی كه گناه می‏كند اگر توبه كند، سپس گناه كند، اصرار بر گناه ندارد، هر چند این جریان چند بار اتفاق بیفتد و بر آن دلالت می‏كند حدیثی كه می‏گوید: هر كس استغفار كند، اصرار بر گناه ندارد و حدیث دیگر كه می‏گوید: توبه، گناه كبیره را از میان بر می‏دارد.

و در تحقق معنای اصرار، توبه نكردن لازم است و با توبه، گناه از میان برداشته می‏شود و گناهی كه پس از توبه كردن انجام می‏گیرد، ادامه گناه گذشته نیست و هر كس گناه كند، اگر اراده داشته باشد باز آن را مرتكب شود، ظاهر این است كه اصرار بر گناه را دارد، هر چند آن گناه را انجام ندهد و تفاوتی ندارد كه اراده برگشت بر گناه در حال ارتكاب گناه اوّل باشد یا پس از آن باشد پیش از توبه كردن.

و هر كس گناه كند و عازم باشد بر ارتكاب گناه دیگر، او نیز اصرار بر گناه دارد و اگر در حال ارتكاب گناه، قصد گناه دیگر را ندارد؛ لیكن پس از ارتكاب گناهِ اوّل، قصد انجام گناه دیگر را می‏كند، توبه نكرده است. روایات گذشته می‏گوید: اصرار بر گناه دارد؛ ولیكن از دیدگاه عرف، اصرار بر گناه را ندارد. و هر كس گناه كند و قصد گناهِ دیگر را ندارد و گناه نكند، اصرار بر گناه در حق او صادق نیست و اگر گناه را مرتكب شد و در ارتكاب آن زیاده‏روی كرد، اصرار، صدق می‏كند و اگر زیاده‏روی نكرد، اصرار بر گناه صدق نمی‏كند و خلاصه كلام این است كه: اصرار بر گناه صدق می‏كند با عزم بر انجامِ گناه؛ هر گناهی كه باشد. هر گاه این عزم از آغاز انجام گناهِ اوّل وجود داشته باشد و استمرار پیدا كند و اگر از آغاز گناه اوّل نباشد و پس از ارتكاب گناه اوّل پیدا شود، اصرار بر گناه صدق نمی‏كند، مگر این كه گناه اوّل و گناه دوم از یك جنس باشند. و گاهی اصرار بر گناه با انجام كاری صورت می‏گیرد و آن در زمانی است كه در ارتكاب گناه زیاده‏روی كند كه از دیدگاه عرف اصرار بر گناه صدق كند.

و امّا عزم مجرد از ارتكاب گناه، هر چند استمرار پیدا كند تا زمانی كه گناه از آن تولید نشود، اصرار بر گناه نیست؛ زیرا كه این اصرار بر عزم است نه اصرار بر گناه، مگر این كه بگوییم: عزم بر گناه، گناه است كه آن گاه اصرار بر عزم گناه، اصرار بر گناه خواهد بود.(49)

در دیدگاه شیخ انصاری اصرار بر صغیره این است كه گناه صغیره را مرتكب شود و عازم باشد باز هم آن را مرتكب شود و از آن توبه نكند و یا عازم باشد گناه دیگری را مرتكب شود و از گناه اوّل توبه نكند و هر كس در انجام گناه زیاده‏روی كند و در نظر عرف اصرار بر گناه داشته باشد هر چند از آغاز عزم بر گناه را نداشته باشد؛ لیكن مرحوم آیة‏اللّه‏ بروجردی می‏گوید:

اصرار بر صغیره به معنای انجام گناه صغیره است واز آن توبه نكردن و پشیمان نشدن در هنگام التفات و توجّه به ارتكاب آن، خواه عزم بر ارتكاب آن را برای دومین بار داشته باشد یا نداشته باشد؛ زیرا پشیمانی از گناه اصرار بر آن را از میان بر می‏دارد و عزم بر انجام ندادن، مانع از تحقق اصرار بر گناه است و هرگاه پس از انجام گناه پشیمانی از ارتكاب آن نباشد و عزم بر انجام ندادن آن نباشد، اصرار بر صغیره صدق می‏كند. و خلاصه آن كه: زیاده‏روی بر انجام گناه باعث تحقق اصرار بر آن می‏شود؛ خواه آن گناه از یك جنس باشد و یا از جنس‏های گوناگون و هر كس گناه كند و پس از آن پشیمان شود و هرگاه به یاد آن گناه بیفتد ناراحت شود، اصرار بر گناه در حق او صدق نمی‏كند.

و ظاهر این است كه، هر كس گناه كند و بر حالی باشد كه اگر مقدّمات آن گناه برای او حاصل شود، باز هم آن گناه را انجام می‏دهد اصرار بر گناه در حق او صادق است؛ لیكن سخن در جایی است كه گناه بكند و بر آن پشیمان نشود و هرگاه به یاد آن بیفتد ناراحت نگردد، آیا اصرار بر گناه در حق این شخص نیز صادق هست؟ به نظر می‏آید اصرار، در حق او صادق است؛ زیرا خداوند می‏فرماید: «وَالّذین إذا فَعَلوا فاحشةً أوْ ظَلَموا أنْفُسَهم ذَكَروا اللّه‏َ فَاسْتَغْفِروا لِذُنوبِهِم و من یغْفِرُ الذُّنُوبَ إلاّ اللّه‏ُ وَ لَمْ یصِرُّوا عَلی ما فَعَلوا و هم یعلَمُونَ؛(50)

كسانی كه كار زشت را مرتكب می‏شوند یا بر خود ستم می‏كنند، پس به یاد خدا می‏افتند و برای گناهان خود طلب آمرزش می‏كنند و چه كسی جز خدا گناهان را می‏آمرزد و بر آن چه كرده‏اند اصرار ندارند و آن‏ها آگاه هستند».

این آیه دلالت دارد بر این كه اصرار، تحقق پیدا می‏كند هرگاه پس از گناه استغفار نباشد. در روایت جابر در ذیل این آیه شریفه، امام محمد باقر علیه‏السلام فرمود: اصرار این است كه گناه را مرتكب شود و استغفار نكند و در اندیشه توبه نباشد. و روایت محمد بن أبی عمیر كه گوید: شنیدم امام موسی بن جعفر علیه‏السلام می‏فرمود: هر كس از مؤمنان گناهان كبیره را ترك كند، از گناه صغیره مؤاخذه نمی‏شود؛ زیرا خداوند فرموده است: اگر گناهان كبیره را ترك كنید، گناهان شما را می‏آمرزیم و شما را در جایگاه گرامی وارد می‏سازیم، پرسیدم: شفاعت برای چه كسی خواهد بود؟ فرمود: پدرم از پدرانش نقل كرده كه پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: همانا شفاعت من برای كسانی است كه گناهان كبیره را مرتكب می‏شوند از امت من و امّا نیكوكاران راهی بر آن‏ها نیست. ابن أبی عمیر گوید: پرسیدم: ای پسر رسول خدا! چگونه شفاعت برای اهل كبایر است با این كه خداوند می‏فرماید: شفاعت پذیرفته نمی‏شود مگر برای پسندیدگان و هر كس گناه كبیره را مرتكب شود پسندیده نیست؟ فرمود: ای أبا احمد! هر مؤمنی گناهی را مرتكب شود، چون به یاد آن بیفتد ناراحت می‏شود و پشیمان می‏شود و پیامبر فرمود: توبه جز پشیمانی نیست و فرمود: هر كس كار نیك، او را خشنود كند و گناه، او را ناراحت كند، مؤمن است. و هر كس از گناه خود پشیمان نگردد مؤمن نیست و شفاعت برای او نخواهد بود. تا این كه فرمود: پیامبر فرموده است: اگر پس از گناه، توبه باشد كبیره هم از میان می‏رود و اگر توبه نباشد، هر گناهی، گناهِ كبیره خواهد بود(51) پس اصرار بر گناه با انجام گناه و توبه نكردن و پشیمان نشدن تحقق پیدا می‏كند.(52)

در دیدگاه آیة‏اللّه‏ بروجردی اصرار بر گناه با این امور متحقق می‏شود: 1. ارتكاب گناه و توبه نكردن از آن و پشیمان نشدن از آن؛ 2. زیاده‏روی در ارتكاب گناه و تكرار گناه؛ 3. انجام گناه در حالی كه اگر مقدّمات آن پیدا شد، باز هم گناه را انجام دهد.

هر كس گناهی را انجام دهد واجب است توبه كند و وجوب توبه نقلی و عقلی است كه قرآن و سنّت و عقل حكم می‏كند به وجوب توبه. و توبه پس از گناه، یكی از واجبات است و هر كس پس از گناه توبه نكند، واجبی را ترك كرده و گناه كرده است و در این گناه استمرار دارد و بر این اساس می‏توان گفت: اگر پس از ارتكاب گناه، توبه نباشد اصرار بر گناه، صدق می‏كند.

در این خصوص آیة‏اللّه‏ بروجردی اشكالی را بیان می‏كند و به آن پاسخ می‏دهد:

اگر ترك گناهان كبیره سبب آمرزش گناهان صغیره می‏شود به مقتضای آیه شریفه إن تجتنبوا ماتنهون عنه...، پس اصرار بر صغیره هیچ گاه نسبت به كسی كه گناهان كبیره را ترك می‏كند، متحقق نخواهد شد؛ زیرا فرض این است كه ترك گناه كبیره، گناه صغیره را از میان بر می‏دارد و نیاز به توبه ندارد و بر این اساس، انجام گناه صغیره هر چند توبه پس از آن نباشد، اصرار بر آن صادق نیست؛ بلكه گناه صغیره با ترك گناه كبیره نیاز به توبه ندارد.

پاسخ آن است كه: ترك گناه كبیره در جایی گناه صغیره را از میان بر می‏دارد كه از آن غفلت باشد و یا از وجوب توبه غافل باشد و اگر كسی می‏داند كه گناه كرده و توبه از آن واجب است و توبه نكند، گناه او آمرزیده نخواهد شد و اصرار، بر آن صادق خواهد بود.(53)

پس از شناخت موضوعِ اصرار بر صغیره، نوبت به تعیین حكم آن می‏رسد. مرحوم آیة‏اللّه‏ بروجردی می‏گوید:

روایت اعمش و فضل و دیگر روایات دلالت می‏كنند بر این كه، اصرار بر صغیره، از گناهان كبیره است.(54)

مقصود از روایت فضل نامه امام رضا علیه‏السلام به مأمون است كه فرمود:

الإیمان هو أداء الأمانة و اجتناب جمیع الكبائر و هو معرفة بالقلب و إقرار باللسان و عمل بالأركان إلی أن قال: و اجتناب الكبائر و هی قتل النفس التی حرم اللّه‏ و الزنا... و الإصرار علی الذنوب؛(55)ایمان، دادن امانت و پرهیز از گناهان كبیره است و ایمان، شناخت با دل و اقرار با زبان و عمل با اعضاست و پرهیز از گناهان كبیره كه آن‏ها قتل نفس حرام و زنا... و اصرار بر گناهان است.

در این روایت، اصرار بر گناه از جمله گناهان كبیره به حساب آمده است، چنان چه در روایت اعمش نیز از گناهان كبیره محسوب شده است:

والكبائر محرمة و هی الشرك باللّه‏ و قتل النفس التی حرّم اللّه‏ و عقوق الوالدین... و الإصرار علی صغائر الذنوب؛(56)

گناهان كبیره حرام هستند و آن‏ها شریك برای خدا قرار دادن و كشتن كسی كه خداوند كشتن آن را حرام كرده است و نارضایتی پدر و مادر... و اصرار بر گناهان صغیر است.

شیخ انصاری قدس‏سره اجماع را به عنوان دلیل بر این موضوع آورده است و می‏گوید:

اصرار بر صغیره از گناهان كبیره است و دلیل آن، اجماع است كه در كتاب سرائر و غیر آن نقل شده و روایات است كه از جمله آن روایات این است كه، هر كس بر گناهی اصرار داشته باشد، كبیره است و هر كس از گناه كبیره استغفار كند، آمرزیده خواهد شد.(57)

خلاصه مطالب

1. گناه چون نافرمانی خدا و سركشی و طغیان در برابر ذات مقدس اوست، بزرگ و كوچك ندارد و از این رو تمام گناهان بزرگ هستند؛ زیرا جرأت و جسارت در برابر خدا و دور شدن از رحمت او به هر مقدار كه باشد سخت است.

2. بزرگ و كوچك بودن گناهان از جهت مفاسدی كه در گناهان است مورد كلام و بحث میان فقیهان است و مرحوم آیة‏اللّه‏ بروجردی از دسته فقیهانی است كه این تقسیم‏بندی را پذیرفته و به كوچك بودن برخی از گناهان اعتراف دارد.

3. برای شناسایی گناهان كبیره از صغیره سه راه وجود دارد: الف) شماره گناهان كبیره در روایات؛ ب) تعریفی كه از گناهان كبیره در روایات شده؛ ج) تعریف گناهان كبیره با شماره آن‏ها كه با هم در روایات آمده است.

و آیة‏اللّه‏ بروجردی از میان این سه راه، راه اوّل را برگزیده؛ زیرا تعریف را كه در روایات آمده مجمل دانسته و برای شناسایی گناهان كبیره آن را كافی ندانسته است.

4. اصرار بر صغیره از گناهان بزرگ است و معنای آن، انجام گناه است و توبه نكردن از آن و پشیمان نشدن از آن هرگاه به آن التفات كند و به یاد آن بیفتد و با زیاده‏روی در ارتكاب گناه نیز متحقق می‏شود.

5. حقیقت توبه، پشیمانی از گناه است و توبه به حكم عقل و قرآن و روایات، واجب است و بر این وجوب، تمام فقها و علما اتفاق و اجماع دارند.

6. توبه گناه را از میان بر می‏دارد و توبه‏كننده حقیقی مانند كسی است كه گناه نكرده است.

7. عدالتی كه در كارگزاران اسلام مانند قاضی، امام جماعت لازم است با ارتكاب گناه كبیره از میان می‏رود و با گناه صغیره باقی است و از میان نمی‏رود.

.......................................................................................................

1. فرهنگ معین، ج 3، ص 3395.

2. مفردات الفاظ القرآن، ص5.

3. همان، ص 184.

4. وسائل الشیعه، ج 11، ص 237، ح 2.

5. همان، ح 3.

6. همان، ص 239، ح 13.

7. وسائل الشیعه ،ج3، ص 247، ح 9.

8. همان، ح 12.

9. نهایة التقریر، ج 1، ص 279.

10. نساء (4) آیه 31.

11. نهایة التقریر، ج 1، ص 281.

12. نجم (53) آیه 32.

13. این تقسیم‏بندی از تقریرات درس فقه استاد مرحوم آیة‏اللّه‏ العظمی علاّمه فانی اصفهانی استفاده شده است.

14. وسائل الشیعه، ج 11، ص 250، ح 4.

15. وسائل الشیعه ، ح 5، ص 250، ح 4.

16. وسائل الشیعه ، ح 5،، ص 264، ح 1.

17. همان، ص 265، ح 7.

18 . همان، ص252.

19. همان، ص 250، ح 6.

20. همان، ص 268، ح 3.

21. وسائل الشیعه ، ح 5،، ص 264.

22. همان، ص 264، ح 3.

23 . همان، ص267، ح12.

24. همان، ص 264، ح 4.

25. همان، ح 5.

26. وسائل الشیعه ، ح 5،، ص 245، ح 1.

27. همان، ح 2.

28. همان، ح 3.

29. همان، باب صلاة الجنازة.

30. همان، باب تجدید الوضوء لغیر حدث.

31. همان، ج 18، ص 288، ح 1.

32. نهایة التقریر، ج 2، ص 280.

33. نهایة التقریر، ج 2، ص 281.

34. وسائل الشیعه، ج 6، ص 252، ح 1.

35. همان، ص 254، ح 4.

36. وسائل الشیعه، ج 6،ص 259، ح 27.

37. همان، ح 28.

38. همان، ص 260، ح 33.

39. نهایة التقریر، ج 2، ص 288.

40. نهایة التقریر، ج 2، ص 289.

41. همان، ص 290.

42. وسائل الشیعه، ج 11، ص 258، ح 21.

43. همان، ح 24.

44. همان، ص 249، ح 1.

45. نهایة التقریر، ج 2، ص 281.

46. وسائل الشیعه، ج 11، ص 252، ح 1.

47. همان، ص 259، ح 28.

48. همان، ص 260، ح 32.

49. شیخ انصاری، مكاسب، ص 334 ـ 335.

50. آل عمران (3) آیه 135.

51. وسائل الشیعه، ج 11، ص 266، ح 11.

52. نهایة التقریر، ج 2،ص 292.

53. همان، ص 293.

54 . نهایة التقریر، ج 2، ص291.

55. وسائل الشیعه، ج 11، ص 260، ح 33.

56. همان، ص 262، ح 36.

57. شیخ انصاری، مكاسب، ص 334.

منبع: شکوه فقاهت،یادنامه مرحوم آیت الله حاج آقا حسین بروجردی،نوشته سید نورالدّین شریعتمدار جزایری ،ص401 ،مرکز انتشارات دفتر تبلیغات قم.

 

 

 

جستجو در پورتال

رساله توضیح المسائل