Get Adobe Flash player

ورود به پورتال

برای استفاده از همه امکانات پورتال ثبت نام فرمایید

شبکه های اجتماعی

 

 

 

با تشکر از حضرتعالی که مصاحبه با مجله ما را پذیرفتید . لطفاً در زمینه ورود آیت الله العظمی بروجردی قدس سره به قم اگر خاطره ای دارید بیان کنید .

استاد : حضرت آیت الله العظمی بروجردی قبلا به قم آمده بودند ولی مسائلی پیش آمده بود که به بروجرد برگشتند . مرتبه دوم برای معالجه به قصد تهران از بروجرد حرکت کردند . می فرمود : وقتی به قم رسیدم هنگامی که چشمم به گنبد افتاد حالم خوب شد و یک راحتی در وجودم احساس کردم .

وقتی که ایشان در تهران بستری شدند حوزه از ایشان دعوت به عمل آوردند . از جمله دعوت کنندگان سید اسماعیل صدر بود که از ایشان خواست تا در قم بمانند . ایشان به قم تشریف آوردند  و درس شروع کردند . ما هم در درسشان شرکت می کردیم .

 

حضرت عالی از چه وقتی و چگونه با آیت الله العظمی بروجردی آشنا شدید؟

استاد : مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی (پدر حاج آقا محمد فاضل) به آیت الله بروجردی نزدیک بود . من هم با آقای فاضل خویشاوند بودم . در معیت ایشان رفت و آمد به بیت آیت الله بروجردی را شروع کردم . در درس ایشان هم که شرکت می کردم . ازاین جا بود که کم کم آشنایی من با آن بزرگوار به حدی رسید که وقتی آقا با درشکه می خواستند به درس تشریف ببرند فقط من در معیت ایشان با درشکه می رفتم . بعدها متوجه شدم برخی از افراد بیت از رفتن من با آقا ناخشنودند ؛ لذا یک روز به آقا عرض کردم : آقا من پیشنهادی دارم : نظرم این است که موقعی که حضرت عالی می خواهید با درشکه به درس تشریف ببرید ، هیچ کس با شما نباشد . تنها بروید . من دلم می خواهد خدمت شما باشم ولی برای من کینه ها و حرف هایی این کار  در پی دارد . حاج احمد هم مایل است کسی با شما نباشد .

از آن به بعد بنا شد آن بزرگوار تنها با درشکه بروند . من خیلی رویم با ایشان باز بود . آن بزرگوار هم احساس کرده بود که نزدیکی من جز برای خدا نمی باشد و قصد و غرضی را تعقیب نمی کنم .

 

چرا آقایان قم اصرار داشتند آیت الله بروجردی به قم بیایند ؟

استاد : همه آقایان اصرار بر این مطلب نداشتند ، بلکه بعضی از آنان که مزایای درس ایشان را می دانستند و از خصائص دیگر آیت الله بروجردی هم آگاه بودند ، در آمدن آیت الله العظمی بروجردی به قم پافشاری می کردند . اگر آیت الله العظمی بروجردی ، پس از رحلت آیت الله شیخ عبدالکریم به قم می آمدند حوزه قم وضع دیگری پیدا می کرد و به پیشرفت های چشمگیری می رسید .

 

آیا حضرت امام رضوان الله تعالی علیه هم در آمدن آیت الله بروجردی به قم مؤثر بودند ؟

استاد : حضرت امام خیلی هوشیار بود . آن بزرگوار عزت و شکوه حوزه ها و مسلمین را دنبال می کرد و هر آنچه در این عزت مؤثر بود تعقیب می کرد . امام خمینی پس از فوت آیت الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی قدس سره که نوبت زعامت به آیات : حسین بروجردی و حسین قمی رسیده بود ، از آیت الله العظمی بروجردی تبلیغ می کرد . مردم را به ایشان ارجاع می داد ، حتی برای این مهم به شهرها هم مسافرت می کرد . من از امام پرسیدم : چرا شما مردم را به آیت الله قمی ارجاع نمی دهید ؟ فرمودند : آیت الله حاج آقا حسین قمی در ایران نیستند بلکه در عراقند ؛ لذا باید آقای بروجردی را تقویت کرد تا حوزه قم و علمای ایران قوت پیدا کنند .

علاوه بر این امام خمینی ، آیت الله آقا حسین بروجردی را مردی روشن می دانست  و گمان می کرد که از طریق آیت الله بروجردی اهداف انقلابی را می تواند دنبال کند . بعدها من به ایشان گفتم : شما تبلیغات زیادی برای مرجعیت آیت الله بروجردی کردید ، ولی آن را که می خواستید نشد . فرمود : بله .

آیت الله بروجردی در ذهنش القا شده بود که مردم بر عهد و ایمانشان محکم نیستند و کاری از پیش نمی رود . البته در زمان پهلوی بزرگ چنین هم بود . مردم نه تنها جرأت نفس کشیدن نداشتند بلکه بعضی از آنان به اهل علم توهین می کردند . طلاب را برای خوشایند عمال رضاخان اذیت می کردند . خیلی وضع بدی بود .

 

آیا رابطه امام راحل و آیت الله العظمی بروجردی تا آخر عمر گرم و صمیمی بود ؟

استاد : بله . امام و آیت الله بروجردی به یکدیگر احترام می گذاشتند . منتهی امام انتظار اقدامات بیشتری از آیت الله بروجردی داشت . می خواست که ایشان از قدرت خود در جهت سامان دادن به حوزه ها و اصلاح امر مسلمین و مبارزه با بدعت و فساد و ظلم های پهلوی بیشتر بهره ببرد .

به برخی از کسانی که اطراف آیت الله بروجردی بودند انتقاد داشت . معتقد بود که آنان نباید در اطراف آقا باشند ولی در عین حال نسبت به آیت الله بروجردی بسیار احترام می گذاشت و تضعیف زعامت ایشان را جایز نمی دانست .

شما در دروس اصول و فقه آیت الله بروجردی شرکت می کردید ، لطفاً مقداری از خصوصیات درس ایشان را بیان کنید .

استاد : درس آیت الله بروجردی به قول خودشان بیاضچه ای نبود . یعنی چنین نبود که تقریرات اساتید را از بر کرده باشد و بر شاگردان القا کند . درس تحقیقی بود . تا حقیقت مطلب را نمی فهمید و به شاگردانش نمی فهماند ، رد نمی شد . در فهم حقائق و بیان آنها مردی فوق العاده بود . من کسی را مثل ایشان آن چنان مسلط بر منابع و مسائل اسلام ندیدم . در فقه و اصول متبحر و کم نظیر بود .

 

آیا حضرتعالی در درس خارج دیگری غیر از درس آیت الله بروجردی شرکت کرده اید ؟

استاد : بله در درس مرحوم کوه کمره ای معروف به آیت الله حجت شرکت می کردم . ایشان هم خیلی خوش فهم و خوش بیان و مسلط بود . تمام مبانی فقها را از زمان شیخ انصاری به بعد تحقیق و بررسی کرده بود . البته مثل آیت الله بروجردی نبود زیرا آیت الله بروجردی غیر از بررسی آرای قدما ، سبک خاصی در بررسی احادیث و برداشت از روایات داشت .

 

برخورد آیت الله بروجردی با آیت الله کاشانی چگونه بود ؟ اگر خاطره ای دارید بیان کنید .

استاد: آیت الله بروجردی قدس سره شخصاً با آیت الله کاشانی مسأله نداشتند . اطرافیان آنان گاهی اعمال ناخوشایند را انجام می دادند . از باب نمونه :

من با آیت الله سید محمد تقی خوانساری رابطه دیرینه و نسبت به ایشان علاقه قلبی داشتم . لذا روزی که آیت الله کاشانی وارد قم شد و به آیت الله خوانساری وارد شد ، من هم بودم . ایشان می خواست به دیدن آیت الله بروجردی برود .

عرض کردم : چون ممکن است برخی کسانی که حول و حوش بیت آیت الله بروجردی می باشند به شما توهین کنند شما خیلی ننشینید زودتر حرکت کنید .برای این که گمانی پیش نیاید ، من می گویم :

گویا شما در منزل آیت الله خوانساری قرار داشتید . شما به این بهانه بلند شوید ، ایشان هم قبول کردند .

رفتیم خدمت آیت الله بروجردی قدس سره . بعد از کمی نشستن ، من احساس کردم عده ای قصدهایی دارند . لذا به آیت الله کاشانی گفتم : آقا گویا شما قراری داشتید در منزل آقای خوانساری ، منتظر شما هستند . ایشان تصدیق کرده و بلند شد . وقتی بیرون آمدیم یکی از کسانی که با خود چماقی داشت به من گفت : آقا سید چه کردی ؟ گفتم : ما هم بلدیم چه کنیم .

 

در زمینه برخورد آیت الله بروجردی با دیگر رجال سیاسی ، چنانچه خاطره ای دارید  لطفا بیان کنید .

استاد : دو مطلب هست که باید بگویم : یکی برخورد آیت الله بروجردی با نواب صفوی و دیگر آقای بهبهانی . اما در رابطه با نواب :

در زمان زعامت آیت الله بروجردی ، طرفداران نواب در قم خیلی شلوغ کردند . در مدرسه فیضیه به ایراد سخنرانی پرداختند . در این سخنرانی ها چه بسا از مرجعیت و زعامت آن روز حوزه ، انتقاد می شد و این موجب تضعیف نهاد مرجعیت می گردید . آیت الله بروجردی با آنان مدارا کرد اما سودی نبخشید . این امر باعث شد که برخی از افراد مانند شیخ علی لر که خیلی قلدر بود به جان طرفداران نواب بیفتند و آنان را از فیضیه بیرون کنند و نگذارند به ایراد سخنرانی بپردازند .

جریان دیگر مربوط به آقای بهبهانی است . من صبح خیلی زود (بین الطلوعین) از خانه بیرون رفتم ، دیدم درشکه مخصوص جلوی منزل آیت الله بروجردی متوقف است . فهمیدم آقا قصد دارند جایی تشریف ببرند . ایستادم تا آقا از بیت خارج شدند . جلو رفتم و گفتم : آقا به این زودی کجا ؟ فرمود : تو این موقع این جا چه می کنی ؟

فرمود : منزل آقای بهبهانی می روم . اگر می آیی برویم .

گفتم : نه عرضی دارم ، دستورش را بدهید می روم دنبال کارم . ایشان دستور خواسته مرا دادند . از ایشان جدا شدم و آیت الله بروجردی به دیدن آقای بهبهانی رفتند .

 

حضرتعالی که مدیریت مدرسه فیضیه را در دوران زعامت حضرت آیت الله بروجردی بر عهده داشتید ، آن مرحوم در حوزه چه برنامه ای را پی ریختند ؟

استاد : از طرف ایشان در حوزه امتحان برقرار شد . طلاب درسخوان تشویق مخصوص می شدند . هیأت حاکمه ای مرکب از بزرگان حوزه تعیین شد که امور طلاب را بر عهده داشتند .

بسیاری از بزرگان از جمله امام خمینی ، حاج آقا روح الله خرم آبادی ، سید کاشانی و ... عضو این هیأت بودند . این گروه برای سازماندهی به حوزه و ایجاد نظم ، برنامه ای را تنظیم کردند ؛ ولی شخصی به نام حاج احمد ، ذهن آیت الله العظمی بروجردی را نسبت به اقدام های این هیأت خراب کرد ؛ لذا آن برنامه ها دنبال نشد .

 

از ابعاد اخلاقی و صفات برجسته حضرت آیت الله بروجردی اگر مطالبی دارید بفرمایید .

استاد : آیت الله بروجردی ، به تمام معنی آقا بود . طبع بسیار بلندی داشت و بزرگ منش بود . تفاوت است بین خوبی و آقایی . بعضی خوبند ، یعنی پارسا و متقی اند ، ولی بزرگ منش و آقا نیستند . آیت الله بروجردی به تمام معنی آقایی داشت . نسبت به دیگران احتیاط را در جانب نیازمند و محتاج مراعات می کرد . با این حال در اداره زندگی و مصارف شخصی از صرف بیت المال پرهیز می کرد . فقط از پول بیت المال ، در بیرونی ، برای مراجعین یک چای می دادند . روح مطلب هم در یک روحانی همین است . عظمت یک روحانی به این است که در صرف وجوهات برای زندگی شخصی و خانوادگی محتاط باشد و در صرف بیت المال مسلمین دقت به خرج دهد . ایشان زندگی شخصی را از درآمد ارثیه ای که برایش باقی مانده بود اداره می کرد . با این که خیلی زیاد نبود ، به همان مقدار قناعت می کرد .

 

حضرت عالی که مباحث الهیات بمعنی الاخص حکمت متعالیه ، بویژه مبحث نفس اسفار را ، به طور خصوصی ، خدمت امام راحل قدس سره تلمذ کرده اید ، ما را از مواعظ خویش بهره مند سازید.

استاد : مراقبت و مواظبت لازم است . راه باریک است . رفتار یک روحانی خیلی باید دقیق باشد ، شب بیداری و نماز شب ، مهم ترین عامل برای کسب مقامات معنوی است . اگر این مراقبت ها و شب زنده داری ها نباشد ، کسب علم مایه نجات انسان نخواهد بود .

یک صفت بارزی که در آیت الله بروجردی بود ، این بود که حاضر نبود به خاطر فرزندانش به جهنم برود . نوعاً آقایان در رابطه با فرزندانشان در می مانند و از این ناحیه ضربه به آنان وارد می شود ؛ ولی آیت الله بروجردی و امام خمینی بسیار بر این امر مواظبت می کردند و نمی گذاشتند بر مرجعیت اسلام ، که آبروی آن آبروی اسلام است ، از جانب فرزندانشان لطمه ای وارد شود .

به عنوان نمونه ؛ یک مرتبه برخی خدمت آیت الله بروجردی رسیدند ، گفتند : آقا زاده را بفرستید تا اقامه نماز بکنند .

ایشان بسیار ناراحت شدند و فرمودند : "چه می گویید ؟ مگر شما اسلام را ملعبه می دانید که این حرفها را می گویید ."

.............................................................................

[1] - چشم و چراغ مرجعیت ، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، ص 75 .

منبع: مجله حوزه،شماره 43-44، مصاحبه با آیت الله سید مرتضی مبرقعی ،ص 69.

 

 

 

 

 

جستجو در پورتال

رساله توضیح المسائل